مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - دلیل سوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١١٨
ذهنی را احدی غیر از متکلمین نمیگوید که متوقف میشود.
به هر حال این یک بحث قدیمی خیلی اساسی و اصولی است که از قدیم الایام و از دوره قبل از ارسطو مطرح بوده است. اگر چه به این صورت مطرح نبوده، ولی قسمتی از این مسائل مطرح بوده است.
٢. مطلب دیگر این است که آیا اصلا کمیت منحصر است به کمیت قار یا کمیت غیر قار هم داریم؟ (کمیت قار مثل خط و سطح و حجم، و کمیت غیر قار مثل حرکت و زمان که اجزاء این نوع از کمیت با یکدیگر مجتمع نیستند، هر جزئش فانی میشود تا جزء دیگری بیاید.)
اگر گفتیم کمیات (یعنی امور قابل انقسام) منحصر به کمیات قار نیست بلکه کمیات غیر قار هم داریم آن وقت عین همان سؤال که در مورد کمیت قار مطرح کردیم درباره زمان و درباره حرکت هم هست که آیا زمان مجموعهای است از آنات کوچک که هر آنی دیگر جلو و عقب، ماضی و آینده و حال ندارد؟ این سؤال به موازات همان جزء لا یتجزای کلامی است، یعنی آنات میشود به منزله اجزاء لا یتجزای کلامی.
اگر بگوییم زمان عبارت است از مجموع «آن» های پی در پی که هر «آن» دیگر زمان نیست چون زمان یعنی کمیت (همان طور که هر نقطه، خط نیست هر «آن» هم زمان نیست و همان طور که خط کمیتی است که فراهم آمده است از مجموع اموری که هیچکدام کمیت نیستند (یعنی نقطهها) زمان هم کمیت غیر قاری است که فراهم آمده است از مجموع آناتی که هیچکدام زمان نیستند و کمیت نیستند) اگر این حرف را بگوییم نظیر نظریه متکلمین در باب کمیات قار را در اینجا گفتهایم. در حرکت هم عینا میتوان همین حرف را گفت.
قهرا نقطه مقابل این نظریه این است که: نه، زمان واقعا یک حقیقت ممتد است و حرکت یک حقیقت امتداد دار و یک واحد ممتد است ولی این ذهن ماست که آن را منقسم میکند به قسمت قبل و قسمت بعد والّا آن در واقع خودش یک بعد است،یک کشش است.
البتّه در اینجا دیگر آن مسألهای که الآن مطرح کردیم که ما دو نوع تقسیم داریم:تقسیم ذهنی و تقسیم عینی، مطرح نیست. مسأله تقسیم عینی در باب زمان و حرکت دیگر معنی ندارد. در مورد زمان و حرکت هر چه که تقسیم کنیم تقسیم ذهنی