مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢ - طرح یک اشکال
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٥٢
تعریف که همان خارج و ذهن است پیدا شده است.
استاد: بله، البته همان است.
- حالا این را بنده عرض میکنم [ببینید چطور میتوانید حلش کنید]: در یک شهر کوچکی فقط یک سلمانی هست و اهالی شهر دو قسمند: یا خودشان صورت خودشان را میتراشند و یا پیش سلمانی میآیند؛ دیگر ثالثی متصور نیست، یعنی جایز نیست. هر کسی یا باید پیش سلمانی برود یا خودش صورت خودش را بتراشد؛ کسی نمیتواند صورت کس دیگری را بتراشد. حالا خود سلمانی که صورت خودش را میتراشد چه حالتی دارد؟
استاد: شما میخواهید بگویید در آن واحد هم پیش سلمانی رفته است هم خودش صورت خودش را تراشیده است؟ این را میخواهید بگویید؟
- وقتی سلمانی خودش صورت خودش را میتراشد رفته است پیش سلمانی. از طرف دیگر [چون رفته است پیش سلمانی] خودش حق ندارد صورت خودش را بتراشد.
استاد: نه، اجازه بدهید؛ ما به شما اینطور جواب میدهیم؛ میگوییم: قضیه شما یا به نحو قضیه حقیقیه است یا به نحو قضیه مانعة الجمع و یا به نحو قضیه مانعة الخلو. اگر این قضیه یک قضیه منفصله حقیقیه و یا مانعة الجمع باشد اشکال به وجود میآید- البته اشکال در حکم به وجود میآید- که میگویند افراد یا باید خودشان صورت خودشان را بتراشند یا باید بروند پیش سلمانی؛ اگر به صورت مانعة الجمع یا منفصله حقیقیه باشد آن وقت هیچیک از این دو کار برای سلمانی ممکن نیست، برای اینکه اگر این کار را بکند دو کار را با هم جمع کرده است. ولی اگر به صورت مانعة الخلو باشد هیچ اشکالی به وجود نمیآید؛ یعنی او یکی از این دو کار را باید بکند ولی جمع دو کار که مانعی ندارد. اتفاقا این قضیه تناقضی به وجود نمیآورد. چون تناقض [در احکام واقعی و غیر قراردادی است]. احکام انشائی و ابتدائی تابع جعل و قرارداد است؛ وقتی که تابع جعل و قرارداد است تابع این است که ما حکم را اعتبارا تعمیم بدهیم یا تعمیم ندهیم. مثالهای دیگر که تابع جعل و قرارداد نیست خیلی مشکل است. آن مثال «متجانس و نامتجانس» که در درس پیش عرض کردم مثال خیلی مشکلی است که نتوانستهاند آن را حل کنند. خود همینها هم [یعنی امثال دکتر هشترودی که آن را طرح کردهاند] نتوانستهاند حلش کنند.