مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - طرح یک اشکال
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٥٣
میگویند ما کلمات را تقسیم میکنیم به دو قسم «و درست هم هست»: بعضی کلمات خودشان مصداق معنی خودشان هستند و یا به تعبیر اینها خاصیت معنی خودشان را دارند مثل کلمه «کلمه» که خودش در عین حال کلمه هم هست و مثل کلمه «اسم» که خودش اسم هم هست و یا مثالی که در آنجا ذکر کرده است این است که کلمه «کوتاه» خودش کوتاه هم هست، کلمه «خشن» خشن هم هست، کلمه «نرم» نرم هم هست. ولی بعضی الفاظ و کلمات هستند که خودشان مصداق معنی خودشان نیستند. مثلا لفظ «سنگ» دیگر سنگ نیست. پس ما میتوانیم همه کلمات و همه الفاظ معنی دار را در این دو گروه وارد کنیم: هر لفظ معنیدار یا [مصداق معنی خود هست و یا مصداق معنی خود نیست و به تعبیر دیگر یا] متجانس است یا متجانس نیست.
حال میآییم سراغ خود این دو لفظ «متجانس» و «نامتجانس». در لفظ «متجانس» اشکالی به وجود نمیآید ولی در لفظ «نامتجانس» به حکم دوران امر بین نفی و اثبات که ارتفاع نقیضین محال است و اجتماعشان هم محال است تناقض به وجود میآید، زیرا میگوییم این لفظ «نامتجانس» یا متجانس است یا نامتجانس. اگر متجانس باشد یعنی خاصیت معنی خودش را داشته باشد باید مصداق «نامتجانس» باشد؛ یعنی باید مصداق «نامتجانس» باشد تا بتواند متجانس باشد. پس متجانس بودنش مستلزم نامتجانس بودنش است که این اجتماع نقیضین است. و اگر نامتجانس باشد باز مستلزم این است که متجانس باشد، برای اینکه چون نامتجانس است پس مصداق خودش است و حال که مصداق خودش است پس متجانس است. پس متجانس بودن مستلزم نامتجانس بودن است و نامتجانس بودن هم مستلزم متجانس بودن است و هر دو جمع نقیضین است. حالا شما فکر کنید، ببینید آیا میتوانید این تناقض را حل کنید یا نه.