مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٢ - ١ عدم تمایز در اعدام
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٣٢
هر مرتبهای در عین اینکه از آن حیث که وجود است با همه مراتب دیگر جهت وحدت و شباهت دارد، در عین حال همان مرتبه از آن حیث که آن مرتبه است جهت کثرت و جهت تمایز وجودات است. به هر حال در وجودات، تمایز و تکثر مثل خود وحدت به خود حقیقت وجود برمیگردد، یعنی امری است ورای ذهن ما.
حالا در اعدام چه میگوییم؟
ما همان طور که در مورد وجودات در عالم خودمان یک سلسله تصورات داریم در مورد اعدام نیز در عالم ذهن خودمان یک سلسله تصورات داریم به این معنا که به ازای هر وجودی یک عدمی هم تصور میکنیم. میگوییم «وجود زید»، در مقابلش «عدم زید» را تصور میکنیم؛ میگوییم «وجود عمرو»، در مقابلش «عدم عمرو» را تصور میکنیم. از نظر عالم ذهن ما قابل اعتبار است که به عدد وجودات عدم هم اعتبار بشود و اعتبار میشود. آیا در واقع و نفس الامر همان طور که قطع نظر از ذهن ما یک نظامی در میان وجودات هست یک نظامی هم در اعدام هست؟ و آیا همان گونه که وجودی به ذات خودش متمایز است عدمی از عدمی به ذات خودش متمایز است؟ مثلا عدم زید از عدم عمرو به ذات خود متمایز است؟ یا نه، اعدام به همان دلیلی که نفس الامریت واقعی ندارند و حکم ذهن در باب عدم این است که عدم، واقعیت نیست و لا واقعیت است، تمایزی هم از یکدیگر ندارند؟
پاسخ این است که اعدام از آن جهت که عدم هستند تمایزی میانشان نیست؛ نه اینکه واقعیاتی هستند غیر متمایز، بلکه تمایزی نیست زیرا «نیست محض» اند.
عدم، «نه واقعیت» است، نفس لا واقعیت است. اکنون این سؤال مطرح میشود که:پس این تمایزهایی که ما الان درک میکنیم و میگوییم «عدم زید»، «عدم عمرو» و امثال اینها، این تمایزها از کجا است؟ معلوم است که اینها از ذهن پیدا میشود. اگر میان اینها تمایز هست به اعتبار وجود ذهنی است؛ یعنی عدم از آن نظر که وجود است (چون عدم در ذهن یک وجود ذهنی است؛ هر عدمی در ذهن ما به حمل اولی عدم است ولی به حمل شایع، خودش موجودی از موجودات است) از عدم دیگر متمایز است؛ چون در ذهن ما شیئی تصور میشود به نام «زید» و زید وجود ذهنی پیدا میکند، شیء دیگری تصور میشود به نام «عمرو» و عمرو هم وجود ذهنی پیدا
میکند، بعد عدمی را به این ماهیت نسبت میدهیم و عدمی را به آن ماهیت؛ به اعتبار این ماهیت است که این عدمها از یکدیگر متمایز میشوند؛