مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١ - ارزش این برهان
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٧١
وجود ذهنی و اینکه در ذهن یک مرتبهای از وجود باید باشد شک و شبهه ندارند.
ارزش این برهان
این برهان فقط قول به اضافه را نفی میکند؛ چون بنابر قول به اضافه تصور کلی دیگر معنی ندارد، تصورها همه باید یکنواخت باشد، زیرا به عقیده اینها علم و تصور عبارت است از رابطه میان عالم و معلوم، رابطه میان انسان و اشیاء خارجی، و رابطه دیگر دو گونه نیست. بعلاوه در مورد تصورات جزئی اشکالی پیدا نمیشود، زیرا میگوید این علم عبارت است از رابطه میان من و آن شیء خارجی و چون این رابطه، رابطه با جزئی است پس از این جهت است که من جزئی را تصور کردهام و علم من و تصور من جزئی است. اما در مورد تصورات کلی اشکال پیدا میشود.
آنجا که من کلی را تصور میکنم چگونه است؟ رابطه میان من و کلی چیست؟ رابطه میان من و شیء خارجی که نمیتواند باشد، زیرا شیء خارجی کلی نیست. پس یک چیزی در یک موطنی وجود دارد و در آن موطن متصف به کلیت است. پس اگر هم ما بگوییم که علم یک نوع اضافه است باز باید قائل بشویم که طبیعت در یک موطنی با صفت کلیت وجود دارد و این موطن همان ذهن است.
اینجاست که فخر رازی دارای دو قول میشود. او از یک طرف دیده است که قول حکما را نمیشود رد کرد، یعنی نمیشود آنچه را که در ذهن وجود دارد به صورتی انکار کرد، از طرفی هم چون متکلم و اشعری بوده دلش میخواسته که تا حد امکان حرف ابو الحسن اشعری را توجیه کند، لذا در بعضی کلماتش گفته است که دو چیز وجود دارد؛ یکی اینکه صورت در ذهن وجود دارد همین جور که حکما گفتهاند؛ یکی هم اضافه میان ما و معلوم وجود دارد و علم همان اضافه است ولی صورت هم وجود دارد. آن طوری که من به یاد دارم در مباحث المشرقیة اینجور میگوید؛ در بعضی کتابهایش مطلب را به تردید گذرانده است؛ در بعضی کتابهایش به جزم گفته است که علم جز اضافه چیزی نیست و اصلا جز اضافه هم چیزی در ذهن وجود ندارد، ولی در بعضی جاها اعتراف کرده و گفته است که در ذهن صورتی هست ولی یک اضافهای هم میان عالم و معلوم هست و ما میگوییم که علم عبارت