مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٥ - اشاره ای به نظریه کانت در باب شناخت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٠٥
اشاره ای به نظریه کانت در باب شناخت
گفتیم که کانت به همین معقولات ثانیه رسید؛ اگر چه اسمش را معقولات ثانیه نگذاشت ولی به همینها رسید. او اسمش را گذاشت «مقولات» ولی در لفظ کسی مناقشه نمیکند که چرا اینهایی را که دیگران گفتهاند «معقولات» تو میگویی «مقولات». حالا ما از این جهت به حرفهای کانت خدشه نمیکنیم، بالاخره او به همین معقولات ثانیهای که از نظر حکمای ما خارج از مقولات [١] است رسیده است.اینها خارج از مقولاتند.
هر یک از اینها را که در تعریف اشیاء بیاوریم غلط است. نه معقولات ثانیه منطقی و نه معقولات ثانیه فلسفی در جواب هیچ «ما هو» ای واقع نمیشوند؛ فقط همان معقولات اولیه که مقولات ارسطویی باشد در جواب «ما هو» واقع میشود.
کانت اسم همه اینها را «مقولات» گذاشته است و به دوازده مقوله قائل شده است. البته او در بین مقولات خودش یک چیزهایی را نیز وارد کرده است که از نظر اینها جزء معقولات اولیه است نه ثانویه، یعنی به آن معنا که کانت میگوید نیست.
مثلا زمان و مکان را هم صددرصد ذهنی میداند، اما اینها دیگر زمان و مکان را آن طور ذهنی نمیدانند. پس این مقدار اختلاف بین نظر حکمای اسلامی و نظر کانت هست [٢].
کانت آمد معقولات ثانیه این آقایان را چه معقولات ثانیه منطقی و چه معقولات ثانیه فلسفی را امور صددرصد ذهنی دانست در صورتی که حکمای ما معقولات ثانیه منطقی را صددرصد ذهنی میدانند ولی معقولات ثانیه فلسفی را
[١] مقولات یعنی اموری که ماهیت اشیاء را توضیح میدهد و مستقیما بر اشیاء خارجی حمل میشود مثل اینکه میگوییم: هذا انسان، هذا شجر، هذا حجر. از این جهت آنها را میگوییم «مقوله». مقوله یعنی محموله، یعنی چیزی که مستقیما بر اشیاء حمل میشود.
(٢) مگر کم و کیف جزء معقولات اولیه نیست؟
استاد: کم و کیفی که کانت میگوید غیر از کم و کیف ارسطویی است. او کم و کیف در قضیه را میگوید، یعنی کلیت و جزئیت و ایجاب و سلب را میگوید که حکمای ما آن را جزء معقولات ثانیه میدانند. او کم و کیف به اصطلاح منطق را میگوید نه کم و کیف به اصطلاح فلسفه را. کم و کیف به اصطلاح منطق کلیت و جزئیت و ایجاب و سلب است ولی کم و کیف به اصطلاح فلسفه چیز دیگر است.