مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - ابطال فرض دوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧١
چه هست، هستی انسان را ذهن تو فرض کرده است، چیستیاش را هم ذهن تو فرض کرده است، در ماوراء ذهن تو هیچ چیزی نیست، عدم محض است. این همان انکار اولین گام فلسفی است که از بدیهیترین چیزها شروع میشود و آن اینکه ماوراء ذهن وجود دارد. کسی که این اولین گام را انکار کند وارد وادی سفسطه شده است. لذا فلاسفه ما هرگز این نظریهها را جزء نظریههای فلسفی نمیشمارند، میگویند از اول، راه فلسفه و سفسطه از همین جا جدا میشود، آن را میگویند سفسطه و این را میگویند فلسفه. با اینکه ایدهآلیسم و رئالیسم هر دو جزء فلسفه شمرده میشوند ولی فلاسفه ما ایدهآلیسم را دیگر فلسفه نمیدانند، زیرا ایدهآلیسم انکار بدیهیترین اموری است که ذهن بشر درک میکند و انکار واقعیترین و راستترین و یقینیترین مسائل است. عملا هم کسی در دنیا وجود ندارد که چنین اعتقادی داشته باشد. انسانی هست که این حرف را بزند ولی انسانی وجود ندارد که در عمق روح و ذهن خودش چنین اعتقادی داتشه باشد. هر انسانی که این حرف را زده است، همان پروتاگوراس و گرگیاس که چنین حرفی زدهاند، در عمل با بچه خودشان، زن خودشان، نانی که میخوردند و آبی که مینوشیدند همانند یک امر واقعی و ماوراء ذهنی رفتار میکردند. اصلا امکان ندارد که بشر چنین اعتقادی برای کسی پیدا میشود و حالا ما باید برای انکار و ابطال آن برهان اقامه کنیم. بشر مجبور است به اینکه چنین اعتقادی پیدا نکند. حتی بو علی میگوید گاهی انسان یک نوع وسواسی پیدا میکند، خودش خیال میکند که چنین چیزی را معتقد نیست، در روح خودش تزلزلی احساس میکند ولی در عمل آن تزلزل را هم ندارد.
همان شخص وقتی در خیابان میرود و میبیند یک اتومبیل از همانجا که او ایستاده است میخواهد عبور کند آنا فرار میکند به عنوان اینکه از یک امر واقعی فرار میکند نه به عنوان اینکه از خیال خودش فرار میکند. پس انسان جبرا نمیتواند غیر از این فکر کند.
ابطال فرض دوم
حال میرویم سراغ آن شقّ دیگر. شق دیگر این است که هر دو حیثیت، واقعی باشند، هم وجود اصیل باشد و هم ماهیت. حاجی شق اول را که همان حرف سوفسطاییها میشود اصلا طرح نمیکند. این شق را هم که هر دو حیثیت واقعی