مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - ابطال فرض دوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧٢
باشند باز میگوید: «لم یقل به احد من الحکماء» که اشاره است به حرفی که شیخ احمد احسائی گفته است و حاجی میخواهد بگوید حالا او حکیم که نبوده است که چنین حرفی زده است، بعد هم به حرفش اشاره میکند.
اگر ما بخواهیم بگوییم وجود و ماهیت هر دو اصیل هستند محال لازم میآید و برهان، آن را رد میکند و اگر انسان قدری فکر کند شاید احتیاجی به اقامه برهان هم نداشته باشد؛ یعنی در خارج اینچنین نیست که «انسانی» است و «وجودی» و ایندو روی هم بار شدهاند مثل عرض و معروض، یعنی انسان در مرتبهای مقدم بر وجود یا مؤخّر از وجود است و وجود چیزی است جدا از او که معنیاش این است که هر چیزی در خارج در آن واحد دو چیز است: ذاتی است و وجودی. اکنون سؤال میکنیم آن ذات که در مرتبه قبل از وجود، ما آن را فرض میکنیم آیا در مرتبه قبل از وجود موجود است یا معدوم؟ اگر در مرتبه قبل از وجود معدوم باشد پس چیزی نیست و اگر در مرتبه قبل از وجود موجود باشد پس باز وجودی قبل از آن وجود دارد. نقل کلام میکنیم در آن وجود. این است که [یک شیء] نمیتواند در خارج دو شیئیت و دو حیثیت عینی خارجی داشته باشد.
پس در خارج دو شیئیت نیست، یکی شیئیت «چیستی» و یکی شیئیت «هستی» که هر شیء در واقع دو شیء باشد؛ نه، هر شیء در واقع یک شیء است و این تکثیر از جانب ذهن ماست. در مقام مقایسه نظیر جنس و فصل است برای شیء واحد. آنچه که ما برای یک شیء جنسی و فصلی بیان میکنیم آیا جنس و فصل در خارج دو شیئیت دارند یا یک شیء است که هر دوی اینها درباره آن صدق میکند؟مثلا ما وقتی درباره خط گفتیم کمیتی است متصل و یک بعدی، ذهن ما واقعا اینها را از این شیء بیرون میکشد و تحلیل میکند. خط واقعا کمیت است یا کمیت نیست؟کمیت است. کیفیت که نیست، جوهر هم نیست، ... آیا واقعا کمیت متصل است یا منفصل؟ واقعا کمیت متصل است. آیا کمیت متصل قار است یا غیر قار؟ واقعا قار است. آیا قارّ یک بعدی است یا دو بعدی یا سه بعدی؟ قارّ یک بعدی است. ولی آیا این خط که در خارج است، در خارج یک چیزش کمیت است، یک چیزش اتصال است، یک چیزش قارّیت است و یک چیزش یک بعدی بودن؟ یا این خط به تمام هستیاش مصداق کمیت است و به تمام هستیاش مصداق قار است و به تمام هستیاش مصداق یک بعدی؟ یعنی همین یک شیء که در خارج یک وحدتی دارد،