مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٩٣
نفس نیست تا اینکه میرسد به آن مرحلهای که نفس مشابه آن را میسازد (شاید هنوز مراحل وسطی هم وجود داشته باشد که ما نمیشناسیم).
میگویند این صورت مادی وقتی که روی اعصاب قرار میگیرد معد میشود برای اینکه نفس شبیه آن را پیش خودش بسازد؛ یعنی قوه حاسه که یک قوه نفسانی است از آن تصویر متأثر میشود و یک واقعیتی از او میسازد؛ مشابه و مماثل او را میسازد. بعد عکسی که در ذهن برداشته میشود از آن واقعیت است. آنچه که ذهن به عنوان صورت درک میکند صورت آن واقعیتی است که نفس خلق کرده است؛ یعنی آنچه که ذهن به هر صورتی درک میکند با آن حلقه اتصالی که با ذهن ارتباط پیدا کرده است یکی است، با او اختلاف ندارد. ادله وجود ذهنی دلالت نمیکند که آنچه که من در ذهن خودم درک میکنم با آن دیواری که در آنجاست باید منطبق باشد؛ ادله وجود ذهنی دلالت میکند که آنچه که ذهن درک میکند با آن واقعیتی که بلاواسطه ذهن به او رسیده است یگانگی دارد [١]. بنابراین از این نظر تضادّی نیست.
بعلاوه، این نظریه علمی خودش قابل مناقشه است (حالا ما بنابر اصول این را میگوییم). اینها میگویند که آنچه در خارج وجود دارد ماده است و حرکت و موج.
بحث در این است که خود ماده را به چه وسیله درک میکنیم، حرکت را به چه وسیله درک میکنیم؟ اگر بنا بشود که این امر برای ذهن ممکن باشد که بتواند چیزهایی را خلق کند که یا اصلا در خارج وجود ندارد یا اگر وجود دارد به گونه دیگری است [چگونه میتوان مطمئن شد که آنچه را به عنوان حرکت درک میکنیم واقعا حرکت است و آنچه را که به عنوان ماده درک میکنیم واقعا ماده است]؟ شاید آن چیزی که در خارج وجود دارد به قول «بارکلی» روح است ولی تو آن را به صورت حرکت تصور میکنی؛ روح است ولی تو آن را به صورت ماده تصور میکنی. اگر هیچیک از
[١].- یعنی با تصور خودش؟
استاد: نه با تصور؛ با مرحله قبل از تصور، آن صورتی که از خودش و در درون خودش خلق کرده است.
- به هر حال واقعیت خارجی نیست.
استاد: بله، آن غیر واقعیت خارجی است.