مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩ - تقریر حاجی سبزواری درباره بداهت مفهوم وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٩
درد را اگر انسان حضورا درک میکند این همان وجود عینی درد است نه تصوّر درد. لذّت را اگر درک میکند به همین نحو است.
و از همین جاست که فلسفه و عرفان در فلسفه صدر المتألّهین به هم نزدیک میشود، که اگر کسی آن حرف را قبول کرد که انسان میتواند از درون خودش به نحو علم حضوری به حقیقت هستی نزدیک بشود تمام هستی را در علم حضوری درک میکند، یعنی حقیقت هستی را درک میکند.
حرف کانت این است که اشیاء تقسیم میشوند به «نومن» و «فنومن». اشیاء دو گونه میشوند: بخشی ناشناختنی و بخشی شناختنی. ولی در اینجا اشیاء تقسیم نمیشوند، این شیء را شما از دو چهره و از دو جنبه نگاه میکنید، چون وجود و ماهیت در خارج یک چیزند، دو چهره دارند؛ یک چهرهاش چهره علم حصولی و چهره ماهیت است، یک چهره دیگر چهره علم حضوری است که واقعیت آن است و آن را از طریق علم حضوری میشناسیم.
- آن طور که بنده به یاد میآورم چنین نیست که کانت هم این طور تقسیم بندی کند؛ کانت هم برای هر شیء واحدی دو جنبه در نظر میگیرد.
استاد: بله، اگر منظور دو جنبهای است که در خارج تقسیم نمیشوند به دو جنبه، یعنی این دو جنبه به دو نوع دیدن در باره یک شیء مربوط میشود، که حرفی نیست.
- بله، یعنی میتوانیم بگوییم یک جنبهاش به تعبیر حضرت عالی تصویر حقیقت است در آینه علم حصولی که اسمش فنومن میشود، و جنبه دیگرش آن جنبهای است که قابل تصویر برداشتن نیست.
استاد: قابل تصویر برداشتن نیست، منتها کانت آن را قابل اینکه به نحو علم حضوری هم درک شود نمیداند.
- نه، علم حضوری را بحث نمیکند. آن وقت اینجا ما میتوانیم بگوییم که شما حرف هگل را مبنی بر اتحاد شناسایی و وجود، لااقل در علم حضوری به نفس قبول دارید.
استاد: بله، ولی هگل در اتّحاد شناسایی و شیء فی نفسه، در آنجایی که پای علم حصولی در کار میآید حتی از این فلاسفه هم رابطه ذهن و خارج را نزدیکتر میداند.
- بله.