مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - قضیه ثنائیه چگونه قضیه ای است؟
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٥٧
است که او عین حقیقت و عین موجودیت است.
پس قضیه «انسان موجود است» نه قضیه تحلیلی است مثل اینکه میگوییم:
«انسان حیوان است» و نه قضیه ترکیبی انضمامی است مثل اینکه میگوییم: «انسان سفید است» و حتی نه قضیه تألیفی انتزاعی است از قبیل اینکه میگوییم: «انسان ممکن است».
چرا حتّی قضیه تألیفی انتزاعی نیست؟ برای اینکه اگر قضیه «انسان موجود است» مثل قضیه «انسان ممکن است» قضیه تألیفی انتزاعی بود باید «انسان» که موضوع است منشأ انتزاع باشد و محمول، انتزاعی و حال آنکه اینجا قضیه بر عکس است، موضوع از محمول انتزاع شده است. ولی ذهن ما به دلیل عمومیت این موضوع و اینکه همیشه خاص را موضوع قرار میدهد و عام را محمول، آمده است موضوع را به جای محمول گرفته است و محمول را به جای موضوع، و اشتباه از همین جا پیدا میشود؛ یعنی قضیه واقعی این است: الوجود انسان، الوجود شجر، الوجود حجر.
پس ما در باب ماهیت و وجود به نوعی قضیه میرسیم که با تمام قضایای دیگر اختلاف دارد؛ نه قضیه تحلیلی کانتی است که محمول جزء ذات موضوع باشد و نه قضیه تألیفی انضمامی است مثل اینکه میگوییم «انسان سفید است» و نه حتی قضیه تألیفی انتزاعی است از نوع اینکه میگوییم: «انسان ممکن است» که موضوع منشأ انتزاع است و محمول از آن انتزاع شده است.
و اما اینکه کانت میگوید وجود محمول حقیقی نیست، اگر بگوید محمولی است که در واقع موضوع است حرف درستی است. و اما بعضی از جهت اینکه دچار یک اشکال شدند گفتند که وجود محمول حقیقی نیست. آن اشکال مهم نیست و آن این است که خیال کردند هر محمولی که عارض موضوع میشود مفاد محمول «ثبوت شیء لشیء» است و دیدند این در همه جا درست در نمیآید. مثلا در قضیه «انسان موجود است» چه بگوییم؟ یک وقت میگوییم این قضیه نیست و حال آنکه واقعاقضیه است. هگل هم میگوید این قضیه نیست، ولی واقعا قضیه است. بعضی گفتهاند اگر قضیه است پس چرا ثبوت شیء لشیء نیست؟ این اشکالی است که مطرح بوده است. فخر رازی یک جور خواسته است در برود و دیگران جور دیگر. بالاخره ملا صدرا آمد و گفت چه ضرورتی دارد که شما فرض کنید هر قضیهای باید