مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - بیان تفصیلی برهان
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٠٧
را رها میکند داخل در نوع دیگر میشود، یعنی به اصطلاح تبدل انواع صورت میگیرد، چون فرض بر این است که درجه یک، یک نوع است، درجه دو، نوع دیگر و درجه سه، نوع دیگر. پس وقتی از درجه یک میرود به درجه دو، نوعیتش عوض شده است و تبدل نوع صورت گرفته است.
ممکن است کسی بگوید که این هم باشد؛ چه اشکالی دارد؟ میگوییم: ما قبلا گفتیم که شیء اگر از حرارت درجه یک میرسد به حرارت درجه صد، این صد درجه قرار داد ماست و الّا در واقع صد نوع نیست، چون میان هر دو درجهای باز مراتب و درجات هست، و بین درجه صفر تا یک خودش قابل تقسیم به صد درجه است و هر درجهای از آن باز قابل تقسیم به درجات بیشتر است. همان طور که اگر ما یک پاره خط یک متری داشته باشیم، از نظر قابلیت تقسیم الی غیر النهایه قابل انقسام است، درجات حرارت هم الی غیر النهایه قابل انقسامند؛ یعنی ما باید الی غیر النهایه انواع داشته باشیم؛ یعنی این جور نیست که اگر شیء از درجه صفر به درجه صد برسد صد نوع را طی کرده است، بلکه باید غیر متناهی انواع را طی کرده باشد.
ممکن است کسی بگوید که این هم باشد، ما این مطالب را قبول میکنیم و تسلیم میشویم، میگوییم غیر متناهی انواع را طی کرده است تا رسیده است به آنجا.
اینجاست که اشکال اصلی ظهور میکند که اگر ماهیت یعنی همان چیزی که ملاک نوعیت است اصیل باشد و وجود، امر اعتباری و انتزاعی، لازم میآید این غیر متناهی انواع همه متأصّل و خارجی باشند. یعنی چه؟ یعنی لازم میآید وقتی که شیء از درجه صفر به درجه صد میرسد واقعا غیر متناهی ذات در خارج عوض کرده باشد نه اینکه فقط فرض ذهن باشد؛ یعنی باید در خارج غیر متناهی ذات وجود داشته باشد و این غیر متناهی ذات متبدل شده باشد. و این مطلبی است که در همه تبدلها و تکاملها میآید. مثلا در تکامل انواع داروینی اینکه میآییم و میگوییم انسان مثلا یک نوع است و میمون یک نوع دیگر است، این به حسب قرار داد ماست. این یک امر دفعی نیست که یکدفعه مثلا میمون یک نوع باشد و انسان یک نوع دیگر باشد. حرکت، حرکت تدریجی است. این میمون تدریجا تغییر پیدا میکند و آنا فآنا نوع عوض میکند و انسان اول تا انسان امروز آنا فآنا دارد نوعش عوض میشود. پس وقتی میگوییم حیوانات تا حالا مثلا صد نوع عوض کردهاند این یک امر