مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - ادله قائلین به اصالت ماهیت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧٩
انتزاع میشود و از مراتبی دیگر از وجود، ماهیات دیگر انتزاع میشود.
- چرا لغت «عارض» را به کار میبرند؟ کسی که میخواهد صحبت از اصالت و تقرر وجود بکند چرا میگوید وجود عارض بر ماهیت است؟
استاد: این عروض در ذهن است. در آن بحث «زیادت وجود بر ماهیت» هم گفتیم که بحث عینیت نیست، بحث خارج نیست که وجود در خارج چگونه است؛ بحث این است که آیا وجود عین ماهیت است در ذهن و یا جزء ماهیت است در ذهن. یعنی آیا تصور ما از ماهیت و تصور ما از هستی یک تصور است و یا نه، دو تصور مختلف است؟ میگویند اینها دو تصور مختلفند. وحدتشان در خارج است، در ذهن نیست.
- اینکه عینیت و خارجیت برای وجود قائل میشوند ولی در عین حال وجود را ذو مراتب میدانند یعنی در عین حال باز برای ماهیات یک نوع خارجیت و عینیتی قائل میشوند، چون وجود در مراتب یعنی حضور ماهیات.
استاد: نه، حضور ماهیات یعنی اینکه در هر مرتبهای باز ماهیت انتزاع میشود، چون در هر مرتبهای از وجود باز ماهیات هستند ولی به تبع وجود هستند. اگر ظل و سایه هم میگوییم برای این است که تعبیر دیگری نداریم.
- یعنی اینکه به انتزاع ذهن ما وجود داشته باشند، نیستند.
استاد: خیر، به اعتبار ذهن ما که در اینجا میگوییم، نه به این معنی است که اینها منشأ انتزاعشان هم در خارج نیست. چیزهایی هم که منشأ انتزاعشان وجود دارد درباره آنها میشود گفت که اگر ذهن بشر نباشد آنها هم نیست به این معنی که عرض میکنم. مثالی میزنم:
الآن ما میگوییم این سقف فوق این کف است. فوقیت را ذهن ما انتزاع میکند. خود مفهوم فوقیت الآن چیزی نیست؛ یعنی غیر از این مادهای که اینجا هست چیز دیگری وجود ندارد. ولی وقتی که ما اینها را با مرکز زمین مقایسه میکنیم و این یکی را نزدیکتر از آن و آن یکی را دورتر از این در یک فاصله معین میبینیم، آن وقت است که مفهوم فوقیت را انتزاع میکنیم. ولی خود فوقیت آیا امر محسوس و ملموس است؟ ماده است؟ نه، هیچ چیز نیست، نه ماده است نه روح، مفهومی است که ذهن انتزاع کرده است.ولی در عین حال چنین نیست که اگر ذهن نبود، در خارج این سقف فوق این کف نبود.این است که ما میگوییم اگر ذهنی هم نباشد آن سقف فوق این کف است و این معنایش