مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٥ - مقصود از اعتبار لا بشرطی و بشرط لایی در باب مشتق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥١٥
کثیر، ما میتوانیم یک بار جهت وحدت را لحاظ کنیم که میشود اعتبار لا بشرطی و یک بار جهت کثرت را لحاظ کنیم که میشود اعتبار بشرط لایی. از خصوصیات ذهن انسان این است که دو شیء ملابس با یکدیگر را که به نحوی با یکدیگر همآغوشی دارند و دست در گردن یکدیگر هستند گاهی ایندو را به صورت یکی میبیند و گاهی ایندو را از یکدیگر جدا میبیند، و این زیاد هم هست، حتی در سطح ادبیات که دایره بسیار وسیعی دارد.
میگویند تمام اسنادهای مجازی ما از این قبیل است. یک کاری را که یک فرمانده به وسیله فرمانبرهای خودش انجام میدهد که این کار عمل مستقیم فرمانبرهاست، چون منبعث از فرمان او و اینها تحت اراده و حکم او هستند و فرمان او و رأی و فکر او بوده است که سبب این کار شده است لذا این کار را شما به او نسبت میدهید. میگوییم نادر هندوستان را فتح کرد و حال آنکه نادر فتح نکرده است لشکر نادر بوده که فتح کرده است یعنی اینجا نادر و لشکرش یکی هستند، «نادر فتح کرد» و «لشکر نادر فتح کرد» یکی است، چه فرقی میکند؟ معلوم است که نادر که فتح کرد با لشکرش فتح کرد؛ حالا اینکه لشکر فتح کرد یا نادر فتح کرد هر دو را ما یک امر حساب میکنیم.
در امور عقلی بیشتر از اینها وحدت و یگانگی وجود دارد. مثلا اگر جسمی داریم و بیاضی، ایندو با یکدیگر نوعی اتحاد دارند؛ یعنی در واقع این بیاض مرتبهای از مراتب وجود جسم است که به یک اعتبار این جسم با بیاضش و همه اعراضش شیء واحد است نه اشیاء؛ یعنی وقتی میگوییم «این جسم» یعنی این جوهر متکمّم متکیف متعین ذی وضع؛ مجموعش یک شیء است؛ کما اینکه وقتی میگوییم «زید» یعنی این جوهر با این مشخصات و با این خصوصیات و با این وضع و با این اضافه، که پسر عمرو بودن هم جزء اوست، رنگش چنین است هم جزء اوست، شکلش چنین است هم جزء اوست، همه اینها در مفهوم «زید» مندرج است. وقتی که میگوییم «زید» یعنی این جوهر با همه این مشخصات؛ همه این مجموع را یک واحد میگیریم.
یک وقت هم ذهن تجزیه میکند؛ جوهر زید را کنار میگذارد و کیفیت زید را نیز کنار میگذارد، چون در عین اینکه اینها یکی هستند یعنی مجموعا یک چیزند و با آن اعتبار این اعراض مراتب همان جوهرند ولی در مرتبه دیگر و با اعتبار دیگر