مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - اصالت ماهیت ( فرض سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧٣
ذهن با قدرت تحلیل خودش آن را به اجزاء تجزیه میکند و لذا اینها را میگویند اجزاء تحلیلیه نه اجزاء عینیه. ما اگر خط را در خارج تکه تکه کنیم، به اجزاء عینی قسمت کردهایم، یا اگر آب را تجزیه کردیم به اجزاء عینی تقسیم کردهایم، ولی فلسفه که گاهی اشیاء را دسته بندی میکند، بعد آنها را به معانی متعدد تحلیل میکند بدون اینکه این معانی در خارج به صورت شیئیتهای متعدّد باشند؛ شیئیت واحد، معانی متعدد بر آن صدق میکند. در ماهیت و وجود هم همین طور است؛ یعنی این فقط تحلیلی است که عقل میکند. عقل در تحلیل خودش این دو معنا را میسازد، یکی به نام هستی و یکی به نام چیستی. ولی این دو معنا نمیتواند در خارج به صورت دو شیئیت باشد، همین طور که نمیتواند هیچکدام هم نباشد.
پس وجود عین ماهیت نیست در ذهن: «انّ الوجود عارض المهیة تصوّرا» (اینکه میگوید عارض است یعنی غیر است) ولی «و اتّحد هویة» یعنی در خارج هیچ گونه کثرتی نیست. حالا که در خارج کثرتی بین وجود و ماهیت نیست پس، از ایندو یکی باید حقیقی باشد و دیگری اعتباری، یعنی یکی از ایندو باید عین عینیت باشد یعنی «خارج» ما بازاء واقعی او باشد و دیگری امری باشد که از او انتزاع شدهاست. پس دوران امر میشود میان یکی از ایندو، یا این یا آن. اکنون ما رسیدهایم به مرحلهای که از ایندو باید به یکی قائل باشیم.
اصالت ماهیت ( فرض سوم )
آن که قائل به اصالت ماهیت است میگوید همان حیثیتی که شما درک میکنید و میگویید خط کمیت متصل قارّ یک بعدی است، عین عینیت خارجی است و این «هستی» و «هست» از آن انتزاع شده است، یعنی «هستی» جز یک امر منتزع از چیز دیگر، خودش چیزی نیست.
در مقام مثال مثل «ابوّت» است که یک امر عینی وجود دارد و آن این است که مردی عملا منشأ میشود که نطفهای که از او به وجود آمده است و به او وابستگی دارد از وجود او حرکت کرده و در رحم زنی قرار گیرد و بعد با ترکیب شدن با تخمک او بچهای به وجود آید. این امر عینی است یعنی به وجود آمدن این نطفه یک امری است عینی، حرکت کردن نطفه امری است عینی، مباشرت کردن این دو موجود امری است عینی. بعد، از مجموع اینها یعنی از به وجود آمدن یک انسان از