مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - تقریر حاجی سبزواری
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٣٨
استاد: مطلب همین است که ایشان اشاره کردند که عدم الاعتبار غیر از اعتبار عدم است.
نمیخواهیم بگوییم این انسان چیزی است که نه در ذهن وجود دارد و نه در خارج و نه هست و نه نیست؛ محال است چنین چیزی. این انسان در واقع یا هست یا نیست و اگر هست یا در خارج وجود دارد یا در ذهن یا در هر دو؛ ولی بحث در این است که آیا هستی و یا نیستی (چه هستی ذهنی و چه هستی خارجی) در بطن این مفهوم هست یا نیست.حالا اجازه بفرمایید مثالی عرض کنم:
فرض کنید برهان برای ما اقامه شده است که هر جسمی متناهی است یعنی ما جسمی که ابعاد غیر متناهی داشته باشد نداریم. ممکن است ما این مطلب را قبول کنیم و درست هم باشد. اما یک وقت ما میگوییم در بطن مفهوم جسم «تناهی» خوابیده است یعنی اگر ما بخواهیم جسم را تعریف کنیم یکی از چیزهایی که در تعریفش باید بیاوریم این است که متناهی است؛ و یک وقت میگوییم نه، در تعریف جسم «تناهی» نخوابیده است؛ جسم متناهی هست بدون آنکه تناهی جزء مفهوم جسم باشد. اجازه بدهید من این را به بیان دیگر عرض کنم:
اگر ما یک ذاتی داشته باشیم که بر این ذات یک سلسله معانی حمل میشود، این معانی که بر این ذات حمل میشود دو جور است: بعضی از این معانی معانیای است که در بطن خود این ذات وجود دارد و بر آن حمل میشود؛ و بعضی از این معانی، معانیای است که در بطن این ذات وجود ندارد و در عین حال بر او حمل میشود.
مثلا شما بر مثلث خیلی معانی را حمل میکنید. یکی اینکه میگویید مثلث شکل است.
ولی شکل را که بر مثلث حمل میکنید یک معنایی است که در بطن تعریف مثلث است؛ یعنی اگر ذات مثلث را بشکافید شکل جزء اوست. و نیز وقتی میگویید مثلث شکلی است که سه خط به وضع مخصوص او را احاطه کرده است، چیزی را بر مثلث حمل کردهاید که جزء مفهوم اوست. ولی وقتی میگویید مثلث شکلی است که مجموع زوایایش صد و هشتاد درجه است، این صد و هشتاد درجه بودن مجموع زوایای مثلث حکمی است از خارج که بر مثلث حمل شده است و جزء معنی و تعریف مثلث نیست.
مثال دیگر: گفتیم که جوهریت و دارای ابعاد بودن جزء مفهوم جسم است و در تعریف جسم اخذ شده است. ولی هر جسمی در خارج رنگی دارد. شک ندارد که هر جسمی رنگ دارد، ولی آیا رنگ داشتن در بطن مفهوم و تعریف جسم است؟ نه، در بطنش نیست، بلکه به صورت یک امر خارجی است که بر او حمل میشود بدون آنکه جزء