مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤١ - قضیه خارجیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٤١
هیچ نقش دیگری ندارد، مثل همین مثالهایی که حاجی ذکر کرده است که میگوییم: «قتل من فی الدّار» یا میگوییم: «هلکت المواشی». وقتی میگوییم:«هلکت المواشی» یعنی امسال ماشیهها (گوسفندها) همه تلف شدند. معلوم است که ما یک گوسفندهای معینی را که مثلا مملکت ایران در امسال دارد- و از یک محدوده معینی تجاوز نمیکنند- در نظر گرفتهایم و میگوییم که این مواشی مردند. در اینجا «مواشی» یک مفهوم کلی یا شبه کلی است، ولی بالاخره شامل یک عده افراد معدود معینی است که مثلا گوسفندهای موجود امسال ایران است؛ میگوییم اینها همه تلف شدند.
یا اگر میگوییم: «قتل من فی الدار» یعنی کسانی که در خانه بودند کشته شدند. مثلا خانه خراب شد و همه کسانی که در خانه بودند کشته شدند. یا اگر بگوییم: «کلّ من فی الدار قتل» یعنی مثلا خانه خراب شد و هر کس در خانه بود کشته شد. این «هر کس در خانه بود» یک مفهوم کلی است ولی یک مفهوم کلیای است که برای یک افراد معین و مشخصی که ما در نظر گرفتهایم آورده شده است، زیرا ما یک خانه معینی را در نظر گرفتهایم و گفته ایم هر کس در خانه بود کشته شد. وقتی میگوییم «قتل من فی الدار» در اینجا «من فی الدار» یعنی کسانی که در خانه بودند. این یک مفهوم کلی است که فقط شامل افراد این خانه معین میشود. یا اگر میگوییم: «کلّ من فی الدار قتل» اینجا «کلّ من» یعنی «هر کس»؛ این میشود یک مفهوم کلی.
در مورد «هلکت المواشی» هم همین جور است. گو اینکه ممکن است کسی بگوید «المواشی» در اینجا کل است [١] چون به صیغه جمع است و جمع حکم یک کل را پیدا میکند (مانند وقتی که میگوییم «الرجال» یعنی این مجموع مردان)، اما این یک نوع مناقشه در مثال است؛ مقصود روشن است. مثلا ما میتوانیم بجای «المواشی» لفظ «ماشیة» را بیاوریم و بگوییم: «هلکت کل ماشیة فی هذه السنة». المواشی که میگوییم مقصود گوسفندهای امسال است. در اینجا «المواشی» قائم مقام «کلّ ماشیة» است.
ما اینجا نباید در لفظ مناقشه کنیم. مقصود این است که در این گونه از قضایا و لو به صورت کلی ذکر کنیم ولی نظر به یک عدّه افراد معین محقق موجود است، مانند
[١]. فرق بین کل و کلی این است که کل آن چیزی است که بر مجموع قابل اطلاق هست ولی بر یک [جزء] قابل اطلاق نیست، [اما کلی بر فرد خودش قابل اطلاق است].