مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٤ - قضیه حقیقیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٤٤
هر جا این طبیعت محقق شد این خصلت هم برای او هست. اگر ثابت شد که این خصلت مربوط به طبیعت آهن است پس همه آهنهای دنیا در زمان حاضر و آهنهای دنیا در زمان گذشته و آهنهای دنیا در زمان آینده چنیناند، و حتی اگر فرض هم بکنید که این شیء آهن باشد باز باید این خصلت را داشته باشد. اگر ما فرض بکنیم در اینجا آهنی وجود داشته باشد که الآن وجود ندارد باز باید چنین باشد.
اگر گفتیم آهن خصلتش این است که به سوی آهنربا کشیده میشود، معنایش این است که اگر فرض کنیم الآن اینجا [آهنی] باشد آهنربا آن را به سوی خود میکشد، کما اینکه شما این حرف را میزنید: اگر کسی گفت آهن خصلتش این است که به سوی آهنربا کشیده میشود، شما میگویید واقعا این خصلت آهن و آهنرباست؛ اگر ما در اینجا آهنی بیاوریم و آهنربایی، حتما این آهنربا آهن را به سوی خود میکشد. شما این حرف را میگویید یا نمیگویید؟ مسلّما میگویید.
پس حکم را تعمیم میدهید حتی روی افرادی که موجود نیستند و مفروض الوجود هستند؛ یعنی حکم را محدود نمیکنید به آنچه وجود دارد؛ نمیگویید که فقط آهنرباهای موجود آهنهای موجود عالم را که در گذشته و امروز و آینده وجود داشتهاند و وجود دارندو وجود خواهند داشت به سوی خود میکشند. اگر کسی بگوید چنانچه ما فرض کنیم که غیر از [آهنربا و] آهنهایی که تاکنون در عالم وجود داشته و دارد به طور خلق الساعه یک آهنربا در اینجا خلق شود و یک آهن هم خلق شود آیا باز این آهنربا آن آهن را به سوی خود میکشد؟ شما چه میگویید؟ مسلّما میگویید به سوی خود میکشد؛ چرا؟ میگویید: چون آهنربا و مغناطیس از آن جهت که آهنربا و مغناطیس است جذاب است و آهن هم از آن جهت که آهن است تحت تأثیر آهنرباست، پس اگر فرض هم بکنیم که الآن یک آهنربا و یک آهن موجود شوند باز هم این آهنربا آن آهن را به سوی خود میکشد از این جهت است که این قضیه یک قضیه حقیقیه است.
در مسائل ریاضی که دیگر مسأله خیلی واضح است. اگر شما گفتید دایره حکمش چنین است، حکم شما محدود نیست به دایرههای موجود در عالم.
میگویید اگر ما فرض کنیم یک دایرهای که موجود نیست الآن در اینجا موجود بشود، آن خصلت خاص را (مثلا اینکه نسبت محیط دایرهاش به قطرش برابر عدد ثابت «پی» است) خواهد داشت؛ یعنی به فرض وجود این دایره آن نسبت وجود