مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - اشکال اول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٠٢
است به وجود خارجی، پس ذات محفوظ است.
اشکال از همین جا شروع میشود که لازمه محفوظ بودن ذات در ذهن و خارج جمع متقابلین است؛ یعنی لازم میآید که شیء در آن واحد دو شیء متقابل باشد، یعنی دو شیئی که امکان جمع با یکدیگر ندارند. لهذا در مصراع دوم میگوید: «جمع المقابلین منه قد لحظ» یعنی چون ذات در همه انحاء وجودات محفوظ است جمع متقابلین در اینجا لحاظ شده است، یعنی جمع متقابلین در اینجا به صورت یک اشکال دیده شده است. حالا آن جمع متقابلین چیست؟ یک بیانش که بیان سادهتر است این است که: «فجوهر مع عرض کیف اجتمع».
اشکال اول
اشکال اول این است که: «فجوهر مع عرض کیف اجتمع». اشکال این است که از این حرفی که شما میزنید که ذات یعنی ماهیت یکی است و ماهیت موجود عینی و ماهیت موجود ذهنی هر دو یک ماهیت است، لازم میآید که در بعضی از وجودهای ذهنی شیء در آن واحد هم جوهر باشد هم عرض و حال آنکه جوهریت و عرضیت متقابلین هستند؛ امکان ندارد که یک شیء در آن واحد هم جوهر باشد هم عرض.
اما اینکه متقابلین هستند با توجه به تعریف اینها روشن میشود. تعریف جوهر این است که آن ماهیتی است که اگر در خارج وجود پیدا کند وجودش نه در موضوع است، یعنی وجودش نیازمند به یک موضوعی که بر آن تکیه داشته باشد نیست.
ولی در تعریف عرض میگوییم که ماهیتی است که اگر در خارج وجود پیدا کند وجودش در موضوع است. پس اگر بنا بشود یک شیء هم جوهر باشد هم عرض، لازم میآید در آن واحد هم وجودش در موضوع باشد هم وجودش در موضوع نباشد. پس جوهریت و عرضیت با هم تقابل دارند.
حالا چگونه لازمه وجود ذهنی این است که یک شیء هم جوهر باشد هم عرض؟ میگویند اگر ما جوهری از این جواهر عالم را تصور کنیم، مثلا جسمی را تصور کنیم یا انسانی را تصور کنیم، طبق نظر آقایان این جسم یا این انسانی که در ذهن آمده است ماهیتش باید جوهر باشد چون ماهیتش با ماهیت خارج یکی استو این ماهیت در خارج جوهر است پس در ذهن هم جوهر است. از طرف دیگر