مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٤ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٢٤
- ولی آیا میتوانیم اینها را اصلا مصداق خطاب کنیم؟ چون مصداق یعنی آنچه که در عالم وجود هست، در مقابل مفهوم.
استاد: نه، معنی مصداق این نیست. حق همین است که ذهن میتواند برای یک معنا و یک مفهوم مصداق اعتبار بکند بدون آنکه آن مصداق عینیت داشته باشد.
- این اصلا مفهومش در ذهن نیست، آن وقت چطور ما میتوانیم مصداق برایش اعتبار بکنیم؟
استاد: مفهومش که در ذهن است. شما که میگویید مفهومش در ذهن است.
- پس چرا بنا به تعریفش میگوییم، معدوم مطلق آن است که نه در ذهن است و نه در خارج؟
استاد: نه، مفهوم معدوم مطلق در ذهن است. مصداق این مفهوم آن چیزهایی است که هیچ وقت به ذهن نمیآیند و در خارج هم نیستند. مصداق معدوم مطلق آن چیزهایی است که هیچ وقت در ذهن نمیآیند و در عین هم نیستند.
- باز هم در ذهن است.
استاد: نه، ما الآن با این مفهوم تصور آن چیزهایی را کردهایم که هیچ وقت در ذهن نمیآیند. کجا در ذهن میآیند؟ آن چیزهایی که هیچ وقت در ذهن نمیآیند و در خارج هم نیستند مسلّم است که دیگر خبر هم از آنها نمیشود داد.
- ولی باز میگوییم فرض مصداقشان را میکنیم.
استاد: اصلا همینی که ما میگوییم، فرض مصداق است برایش. فرض مصداقی کردهایم که آن مصداق هیچ وقت نه در ذهن میآید و نه در خارج. پس ما اینجا هم مثل قضایای دیگر مفهومی داریم و مصداقی؛ تفاوتش این است که مصداقهای قضایای دیگر مصادیق عینی و واقعی هستند و این مصادیق، مصادیق اعتباری هستند. در آنجا حکم میرود روی مصادیق ولی مصادیق عینی، اینجا حکم میرود روی مصادیق ولی مصادیق فرضی.
- ولی ما مفهوم را از روی مصادیق انتزاع میکنیم. وقتی اصلا مصادیقی نباشد چطور میتوانیم یک مفهوم از آنها انتزاع کنیم؟
استاد: آن در مفاهیم واقعی است. شما که عدم را در ذهنتان آوردید عدم را از کدام مصداق انتزاع کردهاید؟ این حرف را که گفته است که شما مفهوم را از روی مصداق میگیرید؟