مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٧ - ٢ عدم علیت در اعدام
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٣٧
شما که دست میکنید در جیبتان و دنبال پنج ریالی میگردید، از حستان میخواهید استفاده کنید، ولی حس شما به شما خبر نمیدهد، یعنی نمیگوید که پنج ریالی هست، اما ذهن شما میگوید: «نیست». اگر بگویید: «عدم الوجدان لا یدلّ علی عدم الوجود»، میگوییم: درست است، عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود، ولی اینجا به گونهای است که فورا یک قیاس ذهنی به این صورت تشکیل میشود که:
اگر پنج ریالی در جیب من وجود میداشت من وجود او را لمس میکردم، ولی لمس نکردهام پس وجود ندارد. الآن حکم ذهن من این است که پنج ریالی در جیب من وجود ندارد چون من آن را لمس نکردم. این خودش یک شناخت است ولی شناختی است که از راه اینکه از بیرون به شما هیچ خبری ندادهام شما این شناخت را پیدا کردهاید. و این چقدر اشتباه است که انسان خیال کند که همه شناختها انعکاسهای مستقیمی است که از عالم بیرون در ذهن ما پیدا میشود؛ یعنی اگر ذهن یک سلسله قدرتهای انتزاعی نمیداشت شناخت انسان چقدر ضعیف و ناقص بود.
ما که از عالم حیوانات خبر نداریم؛ شاید حیوان چون تفکر ندارد و انتزاع ندارد وقتی که حسش چیزی به او خبر میدهد دیگر ذهنش خبری از آن چیز ندارد، یعنی ذهنش غافل محض است. ولی انسان که دارای تفکر است یک سلسله شناختهایش از راه خبر ندادنهای حواس است؛ یعنی با یک قدرت خاصی که دارد یک قیاس تشکیل میدهد و میگوید: حس به من خبر نداده است ولی اگر وجود میداشت حس خبر میداد. چون حس خبر نداده است پس وجود ندارد. پس من حکم میکنم حتما چنین چیزی نزد من وجود ندارد.
از این جهت است که این رابطه برقرار کردن میان اعدام و این رابطه اعتباری میان عدم علت و عدم معلول، با اینکه واقعیتی ندارد و در واقع عدم الرابطه است ولی در عین حال همین رابطه اعتباری میان اعدام کمک میکند به معرفت و شناخت انسان و عجیب هم کمک میکند. پس این اعتبار، نیش غولی و بیفایده نیست، بلکه اعتباری است که برای ذهن لازم بوده است.
این بحث هم در اینجا پایان میپذیرد و بحث اعاده معدوم پیش میآید [١].
[١]. باز یک سؤالی در همین بحث عدم علیت در اعدام مطرح میشود و آن