مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - مقصود از اتحاد عاقل و معقول چیست؟
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٥٧
مقصود از اتحاد عاقل و معقول چیست؟
در این بحث اولا باید ببینیم که مقصود از اتحاد عاقل و معقول چیست؛ چون این
هم از آن کلماتی است که خیلی کشدار شده است. شاید بسیاری از مترجمین فارسی منشأ این امر شدهاند و نمیدانم چگونه است که در بسیاری از جاها اتحاد عاقل و معقول میگویند و حال آنکه ربطی به مسأله «اتحاد عاقل و معقول» ندارد.
مثلا فروغی در سیر حکمت در اروپا در بسیاری از جاها یک مطالبی را ذکر میکند و بعد میگوید این یک نوع اتحاد عاقل و معقول است. از جمله در باب مقولات کانت یک حرفهایی از کانت نقل میکند و بعد آنها را یک نوع اتحاد عاقل و معقول میداند [١]. به صرف اینکه آنها را امور عینی نمیداند میگوید این اتحاد عاقل و معقول است. یا مثلا در کتابهای فلسفه تاریخ در آن جاهایی که موضوع مطالعه فلسفه تاریخ خود «تاریخ» است یعنی خود «تاریخ» مورد مطالعه قرار میگیرد میگویند این اتحاد عاقل و معقول است. حالا اینها را اگر کسی میخواهد «اتحاد عاقل و معقول» بنامد بنامد، ولی اینها اتحاد عاقل و معقول نیست. البته کسی مشاحّه در اصطلاح دیگران ندارد، ولی این قدر باید بدانیم که اینها آیا با اتحاد عاقل و معقولی که فلاسفه ما
[١] [مثلا در یک جا میگوید:
«به اصطلاح دانشمندان خودمان، علم واقعی آن است که عالم و معلوم یعنی نفس و شیء موضوع علم در آن متحد باشد. این شرط در ریاضیات کامل است، در طبیعیات هم به شرحی که بیان خواهیم کرد حاصل میشود، ولی در فلسفه اولی اشکال باقی میماند.»
و در جای دیگر پس از ذکر مقولات کانت میگوید:
«و نتیجه اینکه کلیه جهان یعنی اشیاء معلوم ما، خواه محسوس و خواه معقول، مصنوع ذهن ما هستند و بنابراین عالم و معلوم متحدند.»
و باز در جای دیگر میگوید:
«از طرف دیگر حقیقت علم را به دست آوردیم و مشکلی که علم چگونه دست میدهد حل شد به اینکه دانستیم که عالم با معلوم متحد است به این وجه که معلوم مصنوع خود عالم است.»
رجوع شود به سیر حکمت در اروپا، جلد دوم، بخش مربوط به فلسفه کانت، صفحات ٢٠٥ و ٢٢٠ و ٢٢١ و ٢٢٨.]