مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - نظریه ملاصدرا
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٧٣
عرض و موضوع؛ البته یک نوع اتحاد و وحدتی هم هست اما نه آن وحدتی که عرض جوهر شده باشد؛ باز مقام عرض غیر از مقام جوهر است.
نظریه ملاصدرا
اما حکمایی که قائل به اتحاد عاقل و معقول هستند میخواهند بگویند: نه؛ نفس وقتی که تعقل میکند اینطور نیست که «دارای این معلوم» میشود، بلکه «او» میشود. فرق است میان «دارای چیزی شدن» و «چیزی شدن». شما در طبیعت هم یک وقت میگویید: «جسم سفید شد» و یک وقت میگویید: «نطفه انسان شد»؛ نمیگویید «نطفه دارای انسانیت شد»، میگویید: «نطفه تحول پیدا کرد و انسان شد» [١]. در زبان فارسی در هر دو مورد میگوییم «شد»، ولی در «جسم سفید شد» یک معنا را افاده میکنیم و در «نطفه انسان شد» معنای دیگری را افاده میکنیم.«جسم سفید شد» معنایش این نیست که جسم از جسمیت تحول پیدا کرد به سفیدی، بلکه جسم جسم بوده است، الآن هم جسم است، فقط چیزی را دارا نبود و حالا دارا شد. اما وقتی میگوییم: «نطفه انسان شد» نمیخواهیم بگوییم نطفه دارای انسانیت شد، بلکه میخواهیم بگوییم نطفه از نطفه بودن تحول پیدا کرد به انسانیت. قائلین به اتحاد عاقل و معقول میخواهند بگویند که نفس وقتی که عالم میشود و به اشیاء علم پیدا میکند حالتش درست حالت گندم است که بوته میشود و حالت نطفه است که انسان میشود، یعنی تحول پیدا میکند از حالتی به حالت دیگری، و به نحوی «او» میشود. وقتی که «او» شد و در مرحلهای که «او» شده است، آیا دراینجا عاقل ذاتی دارد و معقول هم ذاتی؟ وقتی که نطفه انسان شد آیا الآن که انسان شده است باز نطفهای وجود دارد و انسانیتی، که این انسانیت الآن عارض بر این نطفه است؟ آیا الآن اثنینیتی وجود دارد؟ نه، واضح است که اثنینیتی وجود ندارد.
الآن که نطفه انسان شده است دیگر نطفه به حال نطفه بودن وجود ندارد که انسانیت عارض او باشد. نطفهای بود ولی حالا انسان است، حالا دیگر انسان شده است. این
[١] پس در اینجا دیگر «حلول» و «اتحاد» مرادف نیستند.
استاد: نه، حلول و اتحاد در اینجا مرادف نیستند.