مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٠ - معقولات ثانیه منطقی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٠٠
اینها یک سلسله معانی و مفاهیم هستند که به آنها معقولات ثانیه منطقی میگویند؛ یعنی اولا معقولند، چون کلیاند؛ [ثانیا مستقیما از راه حواس نیامدهاند بلکه به واسطه معقولات اولیه آمدهاند؛ و ثالثا ظرف صدقشان ذهن است.] خود «کلّی» کلّی است. خود «جزئی» هم دیدیم که کلی است. «نوع» بودن کلی است.
آنچه که نوع است چیست؟ انسان در ذهن نوع است یا انسان خارجی؟ زید که نوع نیست. آیا ما میتوانیم بگوییم زید نوع است؟ (همان مغالطه معروف فخر رازی که میگوید زید انسان است، انسان نوع است، پس زید نوع است، و حال آنکه زید نوع نیست). انسان در ظرف ذهن «نوع» است. پس نوعیت عارض انسان میشود در ذهن، جنسیت عارض حیوان میشود در ذهن.
معرف بودن نیز از همین قبیل است. در خارج چیزی معرف چیزی نیست. یک معنا و یک مفهوم در ذهن میآید، دو مفهوم یا سه مفهوم دیگر هم در ذهن میآید؛ این دو یا سه مفهوم در ذهن شناساننده آن معنی و مفهوم دیگر هستند و الّا عمل شناسایی که در خارج صورت نمیگیرد. معرف بودن یعنی تعریف، یعنی عمل شناسایی و عمل شناساندن در ذهن صورت میگیرد. معرّفیت (به کسر راء)، معرّفیت (به فتح راء)، حجت بودن، قیاس بودن، استدلال بودن، حتی خود تجربه بودن به آن مفهوم
معنی است در ظرف ذهن. انسان در ظرف ذهن صفت کلیت را دارد. همین انسان پایش را که از ظرف ذهن بیرون میگذارد در عالم عین کلیتی ندارد.
- کلی طبیعی است؟
استاد: بله، و لذا کلی طبیعی را باید بگوییم «طبیعی»، نباید بگوییم «کلی طبیعی». بعدا در بحث کلی طبیعی میگوییم که کلی طبیعی یعنی طبیعت که در ذهن کلی است و در خارج شخصی.
- یعنی طبیعی کلی؟
استاد: بله، طبیعی؛ طبیعیای که در ذهن کلی است و در خارج کلی نیست و الّا اگر بگوییمطبیعی با صفت کلیت، آن همان کلی عقلی است که نمیتواند از ذهن پا بیرون بگذارد؛ لذا کلی طبیعی یعنی طبیعی با قید کلیت هم نمیتواند از ذهن بیرون بیاید. اما طبیعی یعنی آن چیزی که در ذات خودش لا بشرط از کلیت و جزئیت است، در یک جا کلی است و در یک جا جزئی (در ذهن کلی است و در خارج جزئی) آن میتواند در خارج موجود باشد. فعلا نمیخواهیم در اینجا بحث کلی طبیعی را مطرح کنیم