مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - نظریه صدر المتألّهین
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٩٣
بعد به صدر المتألّهین ایراد گرفت که چرا گفته است علم از مقوله کیف است، و ما گفتیم که این حرف بر مماشات قوم گفته شده است. صدر المتألّهین اساسا این حرف را قبول ندارد که علوم و ادراکات از قبیل اعراض باشند و این را در بسیاری از کتابهایش و از جمله در اسفار- و در کتابهای دیگر شاید بیشتر از اسفار- تصریح میکند که قیام صور نفسانیه به نفس از قبیل قیام فعل به فاعل است نه از قبیل قیام عرض به موضوع، و میگوید همان نسبتی که میان باری تعالی و مخلوقات هست عینا همان نسبت میان نفس و ادراکات خودش برقرار است. باری تعالی در عین اینکه به یک معنا در مرتبه ذاتش هیچ شیئی از اشیاء بر او صدق نمیکند به یک معنای دیگر عین همه اشیاء است (رجوع شود به اسفار، ج ٨/ ص ٢٢٣ و ٢٢٥.): «بسیط الحقیقة کل الاشیاء» و در عین حال «لیس بشیء منها».«و هو معکم اینما کنتم» (حدید/ ٤).«هو الأوّل و الاخر و الظّاهر و الباطن» (حدید/ ٣). از نظر اشیاء اگر ما نگاه بکنیم اشیاء «او» نیستند ولی «او» اشیاء هست. میگوید در اینجا تناقضی هم نیست: اشیاء «او» نیستند ولی او اشیاء هست. «این» آن نیست ولی آن «این» هست. این نظیر مسأله «و نحن اقرب الیه من حبل الورید» (ق/ ١٦) است.«و نحن اقرب الیه من حبل الورید» معنایش چیست؟ مگر میشود یک چیز به چیز دیگر نزدیکتر باشد از خود آن چیز؟! چنین چیزی محال است. از دوامر مباین الوجود مگر میتواند یکی از آنها نزدیکتر باشد به دیگری از خود آن دیگری؟
مگر میتواند دست من از خود کتاب به کتاب نزدیکتر باشد؟ بلی، به یک نحو میتواند معنا داشته باشد و آن اینکه یک چیز از خود کتاب بیشتر خود کتاب باشد. این است آن تصور بسیار لطیفی که اینها در باب بسیط الحقیقة دارند. وقتی که یک شیء از خود یک شیء بیشتر خود او باشد و بیشتر مقوم ذات او باشد آن وقت این معنا صدق میکند که او از خودش به خودش نزدیکتر است: «دوست نزدیکتر از من به من است». ممکن است سعدی تصورش از این سخن فقط یک تصور خیالی شاعرانه باشد ولی به نظر دقیق فلسفی این مطلب درست است.
- این تفسیر این آیه نیست؟
استاد: چرا، همان «نحن اقرب الیه من حبل الورید» است.
- قول جمهور در مقابل قول بوعلی چیست؟
استاد: در مقابل قول بوعلی قول خود صدر المتألّهین است.
*(استاد در بحث خود به آیه «نحن اقرب الیه منکم» (واقعه/ ٨٥) استناد فرمودهاند، اما با توجه به توضیح مطلب، ظاهرا مقصود همین آیه (ق/ ١٦) بوده است)