مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٨ - ایرادات وارد بر بیان حاجی در تطبیق هر یک از معقولات با یک قسم از قضایا
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٣٨
میگوییم «ظرف عروض» و «ظرف اتصاف» نظرمان به وجود محمولی و وجود رابط است.
نتیجه: وقتی که ما مطلب را به این شکل تقریر کنیم قهرا آن ایراد دوم که بر بیان حاجی وارد بود حل میشود، چون آن اشکال دوم بر این اساس بود که از عروض و اتصاف همان معنای اوّلی عرفیاش را درک کنیم که عروض یعنی نسبت محمول به موضوع و اتصاف یعنی نسبت موضوع به محمول، آنگاه بگوییم اینکه دو نسبت نیست که شما این حرف را میزنید؛ و اگر ما گفتیم این معنای اوّلی عروض و اتصاف است ولی در اینجا یک اصطلاح خاص است و به حسب اصطلاح خاص مانعی ندارد که این حرف را بزنیم، قهرا این اشکال دوم مرتفع میشود.
ولی اشکال اول که مقسم را عارض قرار داده است و تعریف شیء به اخص کرده است بر حاجی وارد است و سر جای خود باقی است؛ مسأله معقولات اولی منحصر به عارضها نیست که بیاییم به این شکل تقسیم کنیم.
ایرادات وارد بر بیان حاجی در تطبیق هر یک از معقولات با یک قسم از قضایا
مطلب دیگری که حاجی گفته است آن هم مطلب چندان اساسی نیست. گفته است که حتما در مورد معقولات اوّلی قضایای خارجیه تشکیل میشود و در مورد معقولات ثانیه منطقی قضایای ذهنیه و در مورد معقولات ثانیه فلسفی قضایای حقیقیه. این حرف هم چندان حرف حسابی نیست، برای اینکه:
اولا این حرف مبتنی بر آن حرف اول حاجی است که مقسم «عارض» باشد.
چون مقسم «عارض» است یک وقت از این عارض با معروض خودش قضیه حقیقیه تشکیل میشود، یک وقت قضیه ذهنیه و یک وقت قضیه حقیقیه. ولی به آن نحو که ما گفتیم که پای عارض در میان نباشد اصلا لزومی ندارد که قضیه تشکیل بشود. «انسان» معقول اوّلی است؛ لزومی ندارد ما فرض قضیه بکنیم که بعد بگوییم قضیهاش خارجی است یا ذهنی یا حقیقی. اگر مقسم را عارض بگیریم ناچاریم فرض یک قضیه بکنیم ولی وقتی مقسم را عارض نگیریم اساسا ضرورتی ندارد که ما فرض یک قضیه بکنیم.