مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - جواب دوم جواب حلّی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥١٢
نقیض خودش متصف شده باشد یعنی اجتماع نقیضین شده باشد، زیرا وقتی میگوییم «وجود معدوم است»، یعنی متصف به عدم است؛ عدم هم که نقیض وجود است؛ چطور وجود به نقیض خودش متصف میشود؟ این، اجتماع نقیضین است.این بود حاصل استدلال.
جواب اول : جواب نقضی
اولین جوابی که به اینها باید داد این است که یک پایه استدلال شما این است که «وجود» اگر معدوم باشد متصف به نقیض خودش شده است و این اجتماع نقیضین است. بسیار خوب؛ ما از شما میپرسیم که از این مطلب چه میخواهید نتیجه بگیرید؟ میخواهید نتیجه بگیرید پس وجود نه موجود است نه معدوم، یعنی میخواهید ارتفاع نقیضین را نتیجه بگیرید؛ یعنی چون اجتماع نقیضین محال است پس باید به ارتفاع نقیضین قائل بشویم! و حال آنکه نقیضین حکم اجتماع و حکم ارتفاعشان یکسان است؛ یعنی اگر اجتماع نقیضین محال است ارتفاع نقیضین هم محال است؛ حکم عقل در هر دو مورد علی السویه است. معنی حکم عقل در مورد اینکه وجود و عدم نقیضین هستند مثل یک قضیه منفصله حقیقیه است که میگوییم:
الف إمّا ب و إمّا ج؛ یعنی إن کان ب فلیس ج و إن کان ج فلیس ب، و إن کان لیس ب فهو ج و إن کان لیس ج فهو ب. قضیه «وجود و عدم نقیضین هستند» نیز یک قضیه منفصله حقیقیه است که از این چهار قضیه استنباط میشود. دیگر نمیشود ما میان اینها در حکم عقل تفکیک کنیم، اجتماع نقیضین را محال بدانیم، بعد به حکم اینکه اجتماع نقیضین محال است در یک مورد ارتفاع نقیضین را نتیجه بگیریم! نمیشود استدلال کنیم به امتناع اجتماع نقیضین برای مدعای خودمان که آن مدعا عین ارتفاع نقیضین است. این، جواب اوّلی بود که میتوانستیم به این شبهه بدهیم ولی این جواب را حاجی ذکر نکرده است و البته این جواب یک جواب نقضی است.
جواب دوم : جواب حلّی
جواب حلّیای که میدهند این است که میگویند مگر شما از کلمه «موجود» چه میفهمید؟ آیا واقعا «ذی وجود» فهمیدهاید؟ آیا معنی «وجود» ذی وجود است و معنی «عدم» ذی عدم است؟ حال فرض کنیم حرف شما صحیح باشد و «موجود» به