مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٩٠
یعنی همهاش سیاه است.
استاد: اصلا رنگ ندارد نه اینکه همهاش سیاه است. هیچ چیز رنگ ندارد و وقتی که نور پیدا میشود رنگ پیدا میشود. منتها آنها نمیگفتند که خود نور هم هیچ چیز نیست، میگفتند نور که میآید این رنگ را پخش میکند روی اشیاء ولی الآن این رنگ در خارج ذهن ما وجود دارد. امروز میگویند نه، حتی نور هم رنگ ندارد.
- تموّج است.
استاد: بله، میگویند نور تموج است.
- شبها اصلا رنگ همه چیز سیاه است.
استاد: آن که اصلا رنگ نیست.
- بالاخره سیاهی هم یک رنگی است.
- فرق دارند.
استاد: بله.
- بالاخره سیاهی هم یکی از رنگهاست.
- یکی از رنگهاست در عرف عامه، نه به این معنا.
- حالا این باز یک بحث فلسفی میشود.
استاد: خیر، در شبها ما نمیبینیم، نه اینکه میبینیم و سیاهی میبینیم. در شبها یعنی وقتی که نور نیست انسان چیزی را نمیبیند نه اینکه همه اشیاء را سیاه میبیند. الآن که مثلا ما این شیء را سیاه میبینیم تصویری از این شیء در پرتو نور در ذهن ما پیدا میشود که میبینیم. در شب یعنی در وقتی که اساسا نور نیست مثل این است که چشم ما بسته باشد؛ اصلا تصویری در ذهن ما نیست. آیا اگر ما چشممان را بستیم آن وقت همه اشیاء سیاه است؟ نه، وقتی چشممان را بستیم تصویری از اشیاء در ذهن ما وجود ندارد. اینکه این شیء سیاه باشد یا سفید، فرع بر این است که تصویری در ذهن بیاید، آن وقت آن تصویر یا سفید است یا سیاه یا به یک رنگ دیگر. بنابراین اصلا اینکه بگوییم اشیاء در شب سیاه هستند درست نیست.
- اگر اشیاء در شب سیاه هستند خود سیاهیهایی که در روز هستند چه هستند؟
- آن حالتی که برای شما ایجاد میشود فرقی نمیکند.
استاد: خیر، شب انسان نمیبیند؛ مگر اینکه شما بگویید اصلا در روز هم انسان سیاهها را نمیبیند. مثلا فرض کنید الآن که ما داریم به شما نگاه میکنیم دیوار را میبینیم، پیراهن