مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٩ - وحدت « وجود » با « ایجاد »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٤٩
را به او میدهد و حتی یک عمل دیگری وجود دارد به نام «اخذ» که پول را از او میگیرد.
حالا آیا در آنجا هم که علت معلول را ایجاد میکند، یک وجود دهنده است، یک وجود گیرنده، یک داده شده که خود وجود باشد، یک عمل وجود دادن و یک عمل وجود گرفتن؟ یکی یکی تحلیل میکنیم:
اول میرویم سراغ معطی که به معنی «داده شده» است و معطی الیه که گیرنده است. آیا در آنجا معطی و معطی الیه دو تاست؟ یعنی وقتی که علت وجود میدهد به معلول آیا معلول قبل از این وجود، ذاتی دارد که این وجود به آن ذات داده میشود؟
اگر معلول بخواهد قبل از اینکه علت، وجود را به او بدهد یک واقعیتی باشد پس او وجود دارد؛ پس او قبل از اینکه علت بخواهد یک چیزی به او بدهد چیزی هست.
پس در اینجا معطی با معطی الیه دو چیز نمیتوانند باشند. اگر ما میگوییم علت به معلول وجود میدهد معنایش این نیست که معلول ذاتی دارد مستقل از این وجود، و در مرتبه قبل هویتی دارد و علت فقط میآید وجود را برمیدارد و میدهد به این چیزی که قبلا یک هویتی دارد. در اینجا ما فورا میگوییم که نه، اینکه ما میگوییم علت به معلول وجود میدهد معنایش این است که اصلا ذات معلول را افاضه میکند، خود معلول را افاضه میکند، که قهرا بحث جعل پیش میآید که آیا [جاعل] ماهیت را افاضه میکند و وجود انتزاع میشود یا وجود را افاضه میکند و ماهیت انتزاع میشود؟ پس یکی از ایندو مفاض است و دیگری انتزاع. پس کثرت معطی و معطی الیه از اینجا برخاست و از بین رفت.
میآییم سراغ عمل اخذ. وقتی که معطی و معطی الیه در واقع یک چیزند و کثرتشان انتزاعی است قهرا دیگر اخذی در کار نیست. اخذ فرع بر اثنینیت است که معلول قطع نظر از علت، ذاتی باشد و وجود هم چیز دیگری باشد که بخواهند به او بدهند و او بخواهد بگیرد. وقتی که معطی و معطی الیه یک چیز هستند و کثرتشان را ذهن میسازد پس اخذی وجود ندارد.
حالا میرویم سراغ عمل اعطاء. آیا علت که به معلول وجود میدهد قبلا وجودی هست بعد عمل اعطاء به وجود تعلق میگیرد، همان طور که مثلا قبلا پولی هست و معطی دست میبرد پول را به معطی الیه میدهد؟ یا نه، اعطای وجود با خود وجود دو چیز نیست؛ معلول، نفس اعطاء است؟ البته جواب این است که معلول