مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥١ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٥١
ماهیت تعلق گرفته است و آن ماهیت الف است یا ماهیت زید است. این ماهیت زید یک بار در زمان سابق وجود پیدا کرده است و همان ماهیت زید است به همان شخصیت خودش که بار دیگر وجود ثانوی پیدا کرده است. این معنایش این است که ما برای ماهیت استقلال و اصالتی ماورای وجود قائل هستیم؛ یعنی همان حرف معتزله را گفتهایم که شیء بعد از اینکه معدوم هم میشود ماهیتش ثباتی دارد. اما حق آن است که اگر وجود متعدد شد ماهیت هم ناگزیر متعدد است. اگر ایجاد متعدد است و وجود متعدد است ماهیت هم متعدد است، یعنی از نظر شخصی متعدد است، آن یک شخص است و این یک شخص دیگر. پس «این» اعاده عین «آن» نشد، اعاده مثل «آن» شد [١].
[١] میفرمایید این از آفات اصالت ماهیت است ولی به طور ندانسته؟
استاد: از آفات اصالت ماهیت است و بلکه بالاتر از اصالت ماهیت، چون اصالت ماهیتی هم نمیگوید ماهیت بدون وجود از خودش ثبوتی و تقرری دارد. معتزله بودند که میگفتند ماهیات ممکنه، بدون وجود هم یک ثبوتی دارند. حتی اصالت ماهیتیها هم این جور فکر نمیکردند. یک نوع اصالت ماهیتی بعلاوه قول به تقرر ماهیت منفک از وجود، در این تفکر خوابیده است. فقط معتزلی میتواند این حرف را بزند. حتی یک فیلسوف اصالت ماهیتی هم نمیتواند این حرف را بزند.
- استاد! داعی کلامیشان در این قول چه بوده است؟
استاد: داعی کلامیشان را عرض کردم که چه بوده است و حاجی هم بعد اشاره میکند که:
ما ضرّ ان الجسم غبّ ما فنی | هو المعاد فی المعاد قولنا | |