مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٣ - طرح یک اشکال
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٤٣
در درخت؛ یعنی آنجا همان ماهیت انسان است ولی موجود به وجود درخت است.
مگر میشود چنین چیزی که ماهیت یک شیء موجود به وجود شیء دیگر باشد؟
مگر تفکیک وجود از ماهیت ممکن است؟
جوابی که میدهند این است که این حرف راست است و این اشکال درست است ولی در دو وجود عرضی. محال است که در دو موجود عرضی ماهیت این شیء که موجود به وجود این شیء است موجود به وجود شیء دیگر بشود در صورتی که وجود او مغایر با وجود این باشد، مثل اینکه ماهیت سنگ در وجود شجر موجود باشد یا ماهیت شجر در حجر موجود باشد (اگر چه در آنجا هم یک نحو طولیتی درکار است) ولی در دو وجود طولی که یکی از این دو وجود اقوی و اکمل از وجود دیگر باشد، یعنی همان وجود دیگر در این باشد با یک درجه کاملتر و در یک درجه عالیتر، مانعی ندارد که همان ماهیت موجود باشد به وجود این، برای اینکه وجود «این» همان وجود «آن» است ولی در درجه بالاتر [١].
[١].- [وجود] خارجی بالاتر است دیگر.
استاد: نه، از نظر حکمای اسلامی وجود نفسانی بالاتر است، چون این وجود ماده و طبیعت است و وجود متغیر و مادی است و آن وجود مجرد [و غیر مادی است]. ناقص در کامل وجود دارد نه کامل در ناقص؛ یعنی کامل میتواند نشان دهنده ناقص باشد؛ و این معنایش این است که نفس در مقامی است که وجود احاطی نسبت به ماده خارجی پیدا میکند. با اینکه این ماهیت، موجود به وجود نفس است (زیرا «موجود به وجود علم» یعنی «موجود به وجود نفس»، که بعد در بحث اتحاد عاقل و معقول هم به آن اشاره میکنیم که «موجود به وجود علم است» عین این است که «موجود به وجود نفس است») در عین حال میتواند حکایتگر یک وجود دیگر باشد، که این مطلب قهرا لازمه مسأله وحدت تشکیکی وجود است؛ یعنی لازمه نظریه وحدت تشکیکی وجود که اختلاف مراتب وجود را به شدت و ضعف میداند همین است. البته در اینجا باید گفت که عرفا یک شاهکار خیلی بزرگ در اینجا داشتهاند که این شاهکار خیلی بزرگ از محیی الدین بر حرفهای فلاسفه خیلی تقدم و پیشی داشته است و بعدا در حرفهای فاسفه وارد شده است و آن چیزی است که عرفا آن را به نام «حضرات خمس» مینامند و خلاصه