مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - تبیین فلسفی نظریه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٠٢
هم کمی جلوتر رفتهاند و به نظریهای که باز رقیقتر از این است رسیدهاند. خود ملا صدرا و فلاسفه نظیر او به نوعی وحدت که از این هم قدری رقیقتر است رسیدهاند ولی نه به وحدت وجود عرفانی که به وحدت محض قائل شوند و کثرت را بکلّی نفی کنند.
تبیین فلسفی نظریه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت
اکنون ببینیم که چه بیان فکری و فلسفی میتوانیم بر این مطلب داشته باشیم.
اولین قدم این است که ببینیم اصلا در عالم حقیقتی که حقیقت واحد و صاحب مراتب باشد داریم یا نداریم. فعلا به وجود کاری نداریم. آیا اصلا حقیقت واحد صاحب مراتب داریم یا نه؟ معنای اینکه حقیقت صاحب مراتب باشد این است که این حقیقت در این مرتبه هست، در این مرتبه دیگر هم هست؛ ما به الاشتراک و ما به الامتیاز آندو یک چیز است؛ ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز است.
این مسأله را باید به این صورت طرح کرد که آیا اصلا در عالم، شدت و ضعف داریم یا نداریم؟ فعلا به وجود کاری نداریم. ممکن است کسی بگوید شدت و ضعف در عالم دروغ است؛ هر چه را که ما شدت و ضعف مینامیم اصلا یک چیز است که در شدید وجود دارد، در ضعیف هم وجود دارد. شدید و ضعیف در آنچه که با هم شریکند فرقی ندارند ولی در شدید یک چیز دیگری مخلوط شده است و ما خیال میکنیم شدید است.
مثلا در رنگها وقتی میگوییم سفید و سفیدتر، در اینجا هر دو سفیدند. این سفیدی خالص است و آن هم سفیدی خالص است، ولی آن در سفیدی از این کاملتر است. حال ممکن است کسی منکر بشود که مطلب چنین است و بگوید سفیدی واقعی همان چیزی است که در ضعیف است و آن چیزی که در شدید است همان است که در ضعیف است و نه بیشتر، منتها یک چیز دیگری- غیر سفیدی- با آن مخلوط شده است، شما خیال میکنید که همان سفیدی در اینجا شدت پیدا کرده است؛ و یا بالعکس، سفیدی همان است که در شدید هست و آنچه در این ضعیف است «سفیدی» است بعلاوه یک مخلوط دیگر؛ یعنی مثلا یک مقدار رنگ دیگر آمده با آن مخلوط شده است و شما خیال میکنید سفیدی خالص است با درجه ضعیفتر.