مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١ - نظر علامه طباطبائی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٨١
جز به همین شکل نمیتوانیم طرح کنیم که آیا اساسا علم و ادراک برای انسان وجود دارد یا اصلا علم و ادراک برای انسان وجود ندارد و هر چه هست جهل مرکب است؟ و بلکه حتی به تعبیر دیگری که خود آقای طباطبائی در اصول فلسفه بیان کردهاند حتی جهل مرکب هم برای انسان وجود ندارد؛ از جهل مرکب هم بدتر است؛ چرا؟ چون هر جهل مرکبی در واقع یک علمی است که برای خودش مصداقی دارد و وقتی تطبیق میشود به غیر مصداق خودش میشود جهل مرکب؛ یعنی باز هر جهل مرکبی خاصیت علم را دارد، از یک واقعیتی حکایت میکند، برای آن واقعیت خودش علم است ولی از نظر تطبیقش به این مورد جهل مرکب است. مثلا فرض کنید که امروز روز سیزدهم ماه تیر است. من اگر یقین دارم که امروز پانزدهم تیر است این باز یک علم است برای من؛ یعنی من تصوری از ماه تیر دارم که این تصور با موضوع خودش قابل انطباق است؛ تصوری از عدد پانزده دارم که این عدد یک حقیقتی است که برای خودش مصداق دارد؛ تصوری از لغت «امروز» (روزی که در آن هستم) دارم که این تصور باز برای مصداق خودش درست است. ولی اینها را که با یکدیگر ترکیب میکنم وقتی که میخواهم منطبق بکنم اشتباه میکنم. در تطبیقش اشتباه کردهام؛ یعنی اینطور نیست که وقتی من میگویم: «امروز پانزدهم ماه تیر است» اصلا این تصور من از ماه تیر جهل مرکب است، تصور من از عدد پانزده جهل مرکب است، تصور من از «امروز» جهل مرکب است؛ [بلکه] جهل مرکب همیشه در مرحله تصدیق پیدا میشود؛ در مرحله تصور یعنی در مرحله وجود ذهنی هیچ خطایی نیست. خطا در مرحله تصدیق است و خطا در تصدیقها از این جهت است که
استاد: بله.
- پس این چطور میشود؟
استاد: حالا آن در باب تصدیقات است، این در باب تصورات است.
- مطابق نظر آقای طباطبائی خارج نمایی و واقع نمایی در مفهوم علم، تحلیلی است.
استاد: بله، تحلیلی است؛ یعنی اساسا در باب علم فرض ندارد که علم باشد ولی به گونه دیگر باشد.