مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩ - ارتباط بحث « وجود ذهنی » با « مناط صدق در قضایا »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٢٩
به هر حال این بود انگیزه اینکه چرا بحث وجود ذهنی در باب مباحث وجود و عدم مطرح شده است و چرا فلاسفه ما درباره علم و ادراک دو بحث قریب به یکدیگر دارند؛ یک بحث در باب مقولات و یک بحث هم در باب وجود ذهنی، و با اینکه درباب وجود ذهنی مسائل مربوط به علم را بحث میکنند، باز در عین حال مسائل باب علم را هم در جای خودش طرح میکنند؛ چون آن بحث از یک جنبه بوده است و این بحث از جنبه دیگر.
پس این بحث در واقع از یک نظر بحث در ماهیت علم است و از نظر دیگر بحث درباره تقسیم وجود است به دو نحوه خاص: وجود ذهنی و وجود عینی.
ارتباط بحث « وجود ذهنی » با « مناط صدق در قضایا »
یک نکته دیگر هم در اینجا مقدمتا باید اضافه کنیم و آن این است که ما یک بحثی در اینجا داریم به نام «وجود ذهنی» و یک بحثی هم در چند فصل بعد داریم به نام «مناط صدق و کذب». این دو بحث نزدیک به یکدیگرند ولی عین یکدیگر نیستند. در باب وجود ذهنی بحث این است که وقتی ما اشیاء را درک میکنیم چه رابطهای میان صورت ذهنی ما و شیء درک شده است؟ چه رابطهای است میان این و آن؟ (که نظریات مختلف را در این باره بعدا میگوییم) در ذهن ما چه چیزی پیدا میشود که ملاک آگاهی ماست و میگوییم «ما آگاهیم»؟ این آگاهی چیست؟ این بحث بیشتر جنبه تصوری دارد. بحث درباره رابطه تصور ماست با شیء خارجی.ولی بحث مناط صدق و کذب بیشتر به باب قضایا مربوط میشود؛ بحث درباره این است که ملاک صادق بودن یک قضیه چیست. پس آن بحث با بحث وجود ذهنی فرق دارد [١].
توجه دارند، اطلاق لفظ وجود را بر وجود کتبی و وجود لفظی مجاز میدانند و این را حقیقت.
(١).- در بحث وجود ذهنی وجودش را باید تصور کرد و در آنجا وجودش را باید تصدیق کرد.
استاد: بله، بحث تصدیق است؛ بحث این است که ملاک صادق بودن چیست؟ ملاک