مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٩ - مثال اول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٦٩
اینطور نیست.
٢. قسم دیگر از قضایا آنهایی است که محمول آنها یک مفهوم انتزاعی است که
این مفهوم انتزاعی از حاقّ ماهیت این شیء، مقدم بر وجودش انتزاع میشود، و محمول ما وجود جدا از وجود موضوع ندارد؛ یعنی در خارج فقط موضوع است که وجود دارد ولی عقل از همین یک وجود معانی بسیاری را تحلیل و تکثیر میکند.
در خارج، ما فقط وجود موضوع داریم، دیگر وجود محمول نداریم؛ یعنی محمول وجودی مستقل از موضوع ندارد. اگر وجود محمول هم اعتبار بکنیم همان وجود موضوع، وجود محمول است نه اینکه علاوه بر وجود موضوع چیزی به [موضوع] ضمیمه شده باشد. در اینجا چه بگوییم؟ آیا در اینجا میتوانیم بگوییم این قضیه که در ذهن میان دو چیز به نام موضوع و محمول رابطه برقرار کردهایم در خارج دو چیز نیست که میانشان رابطه وجود داشته باشد؟ در خارج یک چیز است؛ این کثرت را فقط و فقط ذهن ما به وجود آورده است [١]. اگر در خارج فقط یک چیز است نه دو چیز و این کثرت را ذهن ما به وجود آورده است پس ما نمیتوانیم بگوییم ملاک صدق این قضیه مطابقت با عین است.
گاهی نه تنها محمول ما وجودی ندارد، بلکه نشانه یک کمبود و کسری در موضوع است و از یک نوع نقص و عدم در موضوع انتزاع میشود. حال [مثالهایی] ذکر میکنیم.
مثال اول
اگر ما گفتیم: «زید اعمی است» یا «زید کور است» آیا در عالم عین زیدی وجود دارد و یک امری به نام کوری وجود دارد که این امری که وجود دارد آمده و به زید منضم شده است و بعد میان این دو امر وجودی رابطه برقرار شده است که وقتی من
[١].- خود رابطه را چه چیز به وجود آورده است؟
استاد: به طریق اولی رابطه را هم ذهن به وجود آورده است.
- در آن قضایای فرم اول هم باز میتوانیم این حرف را بزنیم؟
استاد: در قضایای قسم اول، بله. اتفاقا مسأله اینکه نحوه وجود رابطه چه نحوه وجودی است در فصل بعد که فصل «جعل» است مورد بحث واقع میشود.