مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢ - ٦ نظریه صدر المتألّهین
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣١٢
البته این حرف درست است و ما نوعی انقلاب ذاتی را بنابر اصالت وجود قبول میکنیم، ولی این در جایی است که وجود واحد سیال داشته باشیم، اما آنجایی که دو وجود است، وجود خارجی یک چیز است و وجود ذهنی چیز دیگر، در اینجا دیگر حتی آن انقلاب ذات هم معنی ندارد. لذا این نظریه هم مردود است.
این نظریات هیچکدامشان ارزش اینکه ما بخواهیم روی آنها بحث زیادی بکنیم ندارند.
٥. نظریه محقق دوانی ( انکار مقدمه چهارم )
نظریه دیگر آمده است آن مقدمه چهارم ما را که علم از مقوله کیف است انکار کرده است. میگوید نه، این شما را گول نزند، اینکه گفتهاند علم از مقوله کیف است این تسامح در تعبیر است. علم همیشه از مقوله معلوم خودش است، علم از مقوله کیف نیست. اگر معلوم کیف باشد علم از مقوله کیف است، اگر معلوم اضافه باشد علم از مقوله اضافه است. علم در اینکه داخل در چه مقولهای باشد تابع معلوم خودش است و اگر ما این حرف را قبول کنیم اشکالات بکلی حل میشود. این هم نظریه محقق دوانی است.
٦. نظریه صدر المتألّهین
نظریه دیگر در باب وجود ذهنی که تا کنون نظریهای روی نظریه او نیامده است
نظریه صدر المتألهین است که گفته است: «بحمل ذات صورة مقولة» [١]. از اول گفته است اینکه حکما و فلاسفه گفتهاند که عین ماهیت اشیاء در ذهن وجود پیدا میکند درست است؛ آنچه که در ذهن است همان ماهیت شیء خارجی است ولی در باب «این همانی» و حمل باید بدانیم که ما دو جور این همانی داریم. نه فقط در اینجا، بلکه در جاهای دیگر هم دو نوع این همانی و حمل وجود دارد و اصلا این دو نوع این همانی را باید شناخت. این دو جور این همانی آنقدر با یکدیگر اختلاف دارند که
استاد: ملاک این همانی وجود است.
(١). مصراع دوم این شعر یک مسأله علیحدهای است راجع به اتحاد عاقل و معقول.