مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٧ - ٢ امتناع اعاده معدوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٤٧
الآن برای ما تصورش خیلی راحت است «حرکت» است. فرض کنید یک حرکت در این لحظه و در این «آن» پیدا شد ولی همینکه دست من این مسافت را طی کرد در لحظه بعد دیگر این حرکت معدوم است، وجود ندارد. حالا وقتی ما میگوییم «اعاده معدوم» یعنی میخواهیم بگوییم «همان»، «شخص» [١]؛ یعنی اثنینیت در کار نباشد، نه اینکه این بار دوم که من دارم این عمل را انجام میدهم این «بار دوم» من همان «بار اول» باشد؛ چون همین قدر که گفتیم این وجود دومی هست، پس خود او نیست. این، ثانی اوست نه خود او، و حال آنکه میخواهم خود او باشد. اما اینکه ذهن در ابتدا در این مسأله تردید پیدا میکند و یا میخواهد آن را انکار کند برای این است که این مسأله که ماهیت بدون وجود هیچ اصالتی و هیچ هذیتی ندارد و هذیت همه چیز به وجود است، در ذهن انسان درست رسوخ ندارد؛ یعنی هر کسی در ابتدا اصالت ماهیتی فکر میکند. یک چیز- مثلا «الف»- را در نظر بگیرید. وقتی میگوییم الف وجود پیدا کرد و باز همان الف بار دیگر اعاده میشود انسان خیال میکند که در هر دو حال آن چیزی که ملاک شخصیت است الف بودن است؛ این الف در ابتدا وجود داشته، باز همان بار دیگر وجود پیدا میکند، همان الف است که وجود پیدا میکند، غیر از آن الف اصلا چیز دیگری نیست، چون شخصیت الف به الف بودن اوست. کأنّه در تخیل چنین میآید، مثل آن چیزی که از معتزله خواندیم که ماهیات اگر وجود ندارند لکن ثبات دارند، ثابت هستند. کأنّه یک ماهیتی وجود پیدا میکند، بعد هم که معدوم میشود آن ماهیت یک تقرری در یک عالمی از عوالم دارد، بار دیگر همان ماهیت است که وجود پیدا میکند.
ولی وقتی که انسان ذهن را تخلیه کرد در مییابد که ماهیت انتزاع ذهن است؛ اصلا هویت اصلی همان وجود است، ماهیت از او انتزاع شده است. آن وقت میفهمد که با نفی آن وجود، اصلا ماهیت چیزی نیست که بگوییم بار دیگر او وجود پیدا کرده است. خود وجود که گفتیم یعنی انتزاع تشخّص و انتزاع شخص. اگر یک شیء وجود پیدا کرد، بار دوم فرض اعاده میشود یا نه؟ اگر در اعاده معنی
______________________________[١].- در همان زمان؟
استاد: قهرا. این از لوازم اوست که در «همان زمان» هم باشد، ولی فعلا بحث ما در همین است که «همان شخص».