مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٣ - تحقیق درباره قضایای خارجیه و حقیقیه و نقد تعریف حاجی از قضایای خارجیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٥٣
ولی یک وقت شما میخواهید بگویید برای شکل نوع دیگری فرض نمیشود؛ لازمه طبیعت شکل این است که این ده نوع باشد. در صورت اول اگر مثلا میگفتید:«کلّ شکل إمّا مربع أو فلان أو فلان أو ...» درست بود، ولی در حالت دوم شما کاری به عالم عین ندارید، میخواهید ببینید طبیعت شکل از آن جهت که طبیعت شکل است چند نوع میتواند باشد. در اینجا ذهن شما اوج میگیرد، فقط شکلهای موجود را در نظر نمیگیرد، بلکه اشکال مفروض الوجود را نیز در نظر میآورد. آن وقت نمیتوانید بگویید: «هر شکلی یا این است یا این است یا این است یا ...» یعنی یکی از این ده تاست؛ باید بگویید: «بعضی از شکلها یا این است یا این است یا این است یا ...» و اگر بخواهید بگویید: «کلّ شکل ...» باید تمام انواع ممکن شکل را بیاورید، آن وقت میگویید: «کلّ شکل إمّا هذا، إمّا هذا، إمّا هذا ...» ممکن است یک میلیون «إمّا هذا» داشته باشید، چون وقتی حکم را روی طبیعت شکل و اقتضای ذات شکل ببرید ذات شکل امکان هزاران نوع دارد ولی در طبیعت مثلا بیش از ده نوع وجود ندارد.
یا مثلا در مورد حیوان، یک وقت شما میگویید هر حیوانی یا این نوع است یا این نوع است یا ...؛ یعنی اگر مثلا صدهزار نوع در عالم وجود داشته و وجود دارد و وجود خواهد داشت همه این انواع را ذکر میکنید. ولی یک وقت میگویید اصلا طبیعت حیوان اقتضا میکند که همین صد هزار نوعی را که دارد داشته باشد، دیگر این طبیعت امکان بیش از آن را ندارد. پس باید دید که آیا طبیعت امکان بیش از این را ندارد یا شرایطش وجود نداشته است. شاید اگر شرایطش وجود میداشت صدهزار نوع حیوان دیگر هم وجود پیدا میکرد غیر از این صد هزار نوع حیوانی که تا حالا وجود داشته و وجود دارد. به عبارت دیگر در بعضی موارد حصر، حصر عقلی است و در بعضی موارد حصر، حصر استقرائی است. مثلا او [١] میگوید در قضایای ضروریه شما حصر عقلی دارید. اگر گفتید هر مثلثی مجموع زوایایش مساوی با دو قائمه است، این معنایش این نیست که این مثلثهای موجود دنیا چنیناند، بلکه این حکم مربوط به طبیعت است. طبیعت مثلث از آن جهت که مثلث است جز این نمیتواند باشد. اگر فرض کنیم که الآن مثلث دیگری هم بخواهد در عالم وجود داشته باشد باز جز این نمیتواند باشد. اینجاست که حکم میرود روی
[١]. [ظاهرا مقصود بو علی است.]