مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - اقامه برهان بر بداهت مفهوم « وجود »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٤
از لحاظ شناخت اجزاء آن است، یعنی ما نمیدانیم که اجزائش چیست. پس وقتی ما میگوییم یک تصور نظری است، یعنی نمیدانیم که به چه اجزائی منحل میشود و وقتی که نمیدانیم به چه اجزائی منحل میشود قهرا نمیدانیم که آن را در چه مقولهای و در چه ستونی ثبت کنیم.
از اینجا ملاک بدیهی بودن هم روشن میشود: هر تصور که بسیط باشد و از مجموع چند تصور دیگر ترکیب نشده باشد یک تصور بدیهی است. اگر یک عنصر ذهنی بسیط بود و وارد ذهن شد همین وارد ذهن شدن یعنی معلوم بودن، دیگر جنبه مجهول بودن در آن وجود ندارد.
پس با اینکه تصور نظری هم برای ما معلوم است ولی تصور بدیهی، آن عنصر ذهنی بسیط است که قابل تجزیه به اجزاء نیست و تصور نظری عنصر ذهنی مرکب قابل تجزیه به اجزاء است. این است ملاک بدیهی بودن و نظری بودن، که این را فلاسفه ما روشن نکرده بودند ولی با مبانیشان همین حرف جور در میآید [١].
اقامه برهان بر بداهت مفهوم « وجود »
از اینجا ما میتوانیم یک برهان بسیار قویتر از آنچه اینها بر بداهت مفهوم وجود اقامه کردهاند بیاوریم. حال آن برهان چیست؟
این مطلب را حتی حکمای اروپا هم قبول دارند که اگر یک مفهوم مرکب شد، همیشه از اجزائی مرکب میشود که یکی اعمّ از خود شیء است و یکی مساوی با خود شیء، که آن اعم را «جنس» و آن مساوی را «فصل» میگویند؛ یعنی امکان ندارد که یک مفهوم و یک ماهیت، مرکب بشود از دو مفهوم که هر دو از خودش اعم
[١].- یعنی میفرمایید که هر بدیهیای غیر قابل تعریف میشود؟
استاد: غیر قابل تعریف میشود از باب اینکه بینیاز از تعریف است؛ چون هر بدیهیای و هر بسیط واقعی غیر قابل تجزیه است و اجزاء ندارد که بخواهد تجزیه بشود. آن وقت این جور نیست که ما بگوییم نظریها قابل تعریفند و بدیهیها غیر قابل تعریف، و حالا که غیر قابل تعریفند پس مجهول میمانند. نه، بینیاز از تعریفند؛ مثل اینکه اگر ما در خارج یک شیء بسیط پیدا کنیم غیر قابل تجزیه است نه از باب اینکه نیاز به تجزیه دارد و تجزیهپذیر نیست، بلکه از باب اینکه اساسا جزء ندارد.