مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٠ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٥٠
نفس اعطاء است. همان عمل ایجاد به صورت یک فعل از آن جهت که به علت نسبت داده میشود اسمش میشود «ایجاد»، از آن جهت که به معلول یعنی به آن ماهیتی که از او انتزاع میشود نسبت داده میشود اسمش میشود «وجود»؛ یعنی اعطاء عین معطی است همچنانکه معطی عین معطی الیه است. پس در هر عمل اعطای وجود، اعطای وجود عین معطی است، یعنی همیشه ایجاد عین وجود است نه اینکه علت وجود را اعطاء میکند که وجود چیزی است که اعطاء به عنوان یک عمل جداگانه به او تعلق میگیرد؛ گویی وجودها را علت قبلا ذخیره کرده و در انبار خودش گذاشته است و بعد از انبار خودش برمیدارد و به اینها میدهد. اگر وجود را در انبار خودش گذاشته است و بعد آن را برمیدارد و به معلول میدهد پس معلول قهرا وجود دارد.
بازگشت به اصل بحث
حال همین قدر که ما دانستیم که ایجاد عین وجود است از اینجا میفهمیم که «اعاده» یعنی ایجاد ثانوی نمیتواند ایجاد وجود اول باشد؛ یعنی نمیشود وجود، وجود اول باشد ولی ایجاد ثانویت داشته باشد. ایجاد ثانوی وجود ثانوی میخواهد، وجود که ثانوی شد پس در اینجا دو وجود است. پس در اینکه دو وجود است بحثی نیست [١]، چون اعاده معدوم یعنی اینکه معاد عین مبتدأ باشد و با او یکی باشد. پس دو وجود است. حالا که از نظر وجود دوتا شد ملاک اینکه اینها دو تا هستند نه یکی، چیست؟ اگر کسی اصالت ماهیتی فکر بکند شاید برای او این مقدار توهم پیش بیاید که باشد، چه اشکالی دارد؟ دو وجود باشد دو ایجاد هم باشد؛ دو وجود باشد ولی یک شخص است، چون هر دو وجود به یک ذات یعنی به یک
[١].- یعنی اگر دو ایجاد بود حتما دو وجود هم هست.
استاد: حتما دو وجود هم هست. اگر دو ایجاد نباشد و یک ایجاد باشد پس اعاده نیست.
کسی هم که قائل به اعاده معدوم نیست میگوید یک ایجاد در عالم وجود دارد. کسی که قائل به اعاده معدوم است مسلّما به دو ایجاد قائل است. وقتی به دو ایجاد قائل است یا میگوید هر دو ایجاد به یک وجود تعلق میگیرد، که محال است چون ایجاد عین وجود است، و یا ناچار باید بگوید آن یک ایجاد است به وجود اوّلی، این ایجاد دیگری است به وجود ثانوی.