مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩ - واسطه در عروض
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٨٩
کشتی نشسته است و کشتی هم حرکت میکند ما حکم کشتی را به این ساکن میدهیم و این ساکن را هم متحرک میگوییم. این را عقل میفهمد ولی به عرف اگر شما بگویید یک آقایی که اینجا سوار هواپیما شده است و الآن به لندن رسیده است حرکت نکرده است کلّه آدم را میشکنند. ولی فیلسوف میگوید: نه، این آقا حرکت نکرده است، هواپیما حرکت کرده است. این را میگویند «واسطه در عروض» یعنی دو شیء که با هم نوعی ملابست دارند و یکی از آندو یک حکم را دارد واقعا، ذهن حکم واقعی را به دیگری نسبت میدهد؛ و در اینجا میگوییم که واسطه در عروض در کار آمده است و گاهی هم میگویند «حیثیت تقییدیه».
البتّه این مثال که گفتیم بنابر نظریهای است در باب مکان که ما مکان هر شیء را همان سطح جسم حاوی خودش بدانیم، ولی اگر کسی در باب مکان مثلا نظریه اشراقیها را قائل باشد یعنی برای فضا استقلال از جسم قائل باشد دیگر نمیتواند این مثال را از موارد واسطه در عروض بداند [١].
حال، فیلسوفان میگویند که در آن مثال، حقیقت مطلب این است که آن سفید واقعی همان خود سفیدی است، ولی چون سفیدی با جسم اتحاد دارد ذهن همیشه این حکم سفید را که صفت سفیدی است به جسم که در ذات خودش نه سفید.
[١]. در باب مکان دو نظریه هست:
یک وقت ما میگوییم که فضا غیر از اجسام است؛ اجسام در فضا شناورند. در این صورت شخصی هم که در کشتی یا هواپیما نشسته است دارد تغییر مکان میدهد چون فضایش عوض میشود، فضایی که پر کرده است عوض میشود.
ولی نظریه دیگری هست که از قدیم هم بوده است و در نظریه اینشتین هم هست که مکان را خود جسم میسازد، ما مکانی غیر از جسم نداریم نه اینکه مکان چیزی است غیر از جسم که جسم در آن شناور است. اصلا مکان یعنی همین اجسام. اگر همه اجسام عالم را معدوم کنند مکان هم معدوم میشود، نه اینکه اگر ما اجسام عالم را معدوم کنیم مکان یعنی فضایی باقی میماند. طبق این نظریه مطلب همین جور است که گفتیم؛ یعنی الآن که زمین حرکت میکند، زمین حرکت میکند ما حرکت نمیکنیم. مکان ما همین جسمهایی است که بر ما احاطه دارند. هوای دور و بر من که عوض نمیشود، من که محیطم را عوض نمیکنم؛ من و همه محیطم و همه این فضا و همه این هوا حرکت میکند.