مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٣ - بیان دیگری مبتنی بر نظر عرفا در باب امتناع اعاده معدوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٦٣
حال این مطلب را که در نظر بگیریم مسأله امتناع اعاده معدوم خیلی روشن تر و واضح تر میشود،زیرا اعاده معدوم معنایش این است که مثلا یک شئ را که در هفتصد سال قبل وجود داشته است از مرتبه خودش جدا کنیم وبیاوریم ودر مرتبه دیگر،همان طور که محال است که ما الف را که درمرتبه علت ب قرار گرفته است در مرتبه ب قرار بدهیم وب را در مرتبه الف قرار بدهیم چون،علیت برای ب جزء فرمول وجود الف است وان الفی که به جای ب قرار بگیرد همان ب است که شما اسمش را الف گذاشته اید،همین طور هم محال است که شئ را در غیرزمان و در غیر مکان خودش و در غیر شرایط خودش فرض کنیم. این یک خیال و یک توهم محض است که الف میتواند الف باشد و بجای ب باشد، ب هم ب باشد و بجای الف باشد. همان طور که آن توهم محض است، اینکه شیء در غیر زمان خودش و در غیر مکان خودش و در غیر شرایط خودش فرض بشود نیز توهم محض است. شیء اگر در غیر شرایط خودش فرض بشود خودش خودش نیست، بلکه او اصلا غیر خودش است. شیء در غیر شرایط خودش غیر خودش است.
بنابراین معنی ندارد که یک شیء در یک مرتبهای از هستی قرار بگیرد و در مرتبه دیگر هستی باز خود همان باشد؛ چون آن مرتبه دیگر یا هست و یا نیست؛ به عبارت دیگر: یا مرتبه دوم همان مرتبه اول است و اینها یک مرتبهاند و یا مرتبه دوم غیر از مرتبه اول است و اینها دو مرتبهاند. اگر آن دیگری که اسمش را اعاده گذاشتهایم مرتبه دیگر نیست پس اعاده نشده است، همان خود مرتبه اول است، اسمش را گذاشتهاید «اعاده» و الّا تکراری در کار نیست؛ و اگر نه، با حفظ دو مرتبه بودن دارید میگویید، این حرف باز بر این اساس است که شما خیال کردهاید که مرتبه بودن یک امر عرضی، یک امر اضافی و یک امر خارج از ذات است و یک
او بگیریم و نسبتش با آن شیء دیگر را بجای آن قرار بدهیم؛ و یک وقت میگوییم: نه، این خودش غیر از این نسبتها چیزی نیست. بعد همه اشیاء میشود «نسبتها» و در واقع دیگر ما منتسبی در عالم نداریم. نظر آنها یک چنین چیزی است، خصوصا که آنها نسبتها را به نحوی بیان میکنند که بیشتر با نسبتهای ماهوی قابل انطباق است.