مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦ - ٢ عدم علیت در اعدام
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٣٦
میکند؛ یعنی میگوید: حالا که وجود زید قبل از بیست سال نیست پس عدم زید قبل از بیست سال هست؛ یعنی عدم را به صورت یک امر مثبت مینهد. حالت اولی ذهن این است که وجود زید را نفی میکند و رفع میکند؛ حالت دومی ذهن که حالت اعتباری است این است که همان نیستی و عدم زید را قبل از بیست سال بجای وجود زید مینهد.
و اما چرا ذهن این کار را انجام میدهد؟ برای اینکه به آن احتیاج دارد؛ یعنی وقتی مسأله را به این صورت در میآورد، برای معرفت و برای شناخت آسانتر میشود. اینجاست که میگوییم عدم یک شیء در مرتبه وجودهای اشیاء دیگر انتزاع میشود یا میگوییم از وجود اشیاء دیگر این عدم را انتزاع میکنیم. این عدم انتزاعی در معرفت و در شناخت برای ما خیلی مفید واقع میشود و لذا بر عکس آنچه که برخی افراد خیال میکنند که آنچه در معرفت و شناخت وجود دارد همانهایی است که مستقیما از عالم عین به ذهن رسیده است ما میبینیم چقدر از عناصر شناخت از همین اعدام ساخته شده است.
مثلا شما میگویید آقا! ببینید آیا پنج ریالی در جیبتان هست یا نه؟ من دست میکنم در جیبم و میگویم: «نیست». ممکن است کسی بگوید: این «نیست» یعنی سکه پنج ریالی را پیدا نکردهای؛ چرا حکم میکنی که «نیست»؟ تو دست کردی در جیب خودت و دستت تماس پیدا نکرد با پنج ریالی، یعنی حس تو خبر نداد که پنج ریالی هست؛ اما شما چرا میگویید پنج ریالی نیست؟ میگویم: درست است، حس من خبر نداد که هست، ولی بعد عقل من خبر میدهد که نیست.
من این مطلب را یک زمانی به این صورت ذکر کردم که فرض کنید یک کشوری در مرز خودش نگهبانانی گذاشته است با یک تعداد دستگاههایی که هر حادثهای در مرز اتفاق بیفتد فورا به ستاد مرکز خبر میدهند. یک کسی میآید مدعی میشودکه در مرز فلان حادثه اتفاق افتاده است. ولی مرکز چون خبری از مرز دریافت نکرده است میگوید: نه. چرا میگوید نه؟ برای اینکه میگوید اگر چنین حادثهای بود به ما گزارش میدادند. پس واقعیت مطلب این است که از مرز گزارش ندادهاند، ولی بعد ذهن حکم میکند که چون خبر ندادهاند پس چیزی نیست.