مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - مقصود از این بحث چیست؟
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٧٧
بگوییم این «الف» است که موجود است، آن «ب» است که موجود است و آن سومی «ج» است که موجود است، ولی حق تعالی ماهیتش مجهولة الکنه است اما ماهیت دارد.
بعد وقتی میپرسیم پس مقصود از اینکه ماهیتش عین وجود است چیست، میگویند مقصود این است که آن ماهیت مجهولة الکنه با این ماهیات معلومة الکنه در این جهت با هم فرق دارند که این ماهیات ذاتشان به حیثی است که اگر قطع نظر از ماوراء ذات کنیم لا اقتضاء از موجودیت و معدومیتاند: الف در ذات خودش نه اقتضاء موجودیت دارد نه اقتضاء معدومیت؛ یعنی از ذاتش نه وجود انتزاع میشود نه عدم، بلکه وجود آنگاه از ذات او انتزاع میشود که علتی با او رابطه برقرار کرده باشد. وقتی که یک علت با الف رابطه برقرار میکند آن وقت است که از این الف وجود انتزاع نمیشود. اگر علت با الف ارتباط برقرار نکند هیچ وقت از این الف وجود انتزاع نمیشود. ولی ذات واجب الوجود ذاتی است که از خود ذات بما هی هی وجود انتزاع میشود.
اینها آمدهاند مطلب را به این شکل تلقی کردهاند ولی همان طور که ملا صدرا میگوید این حرف غیر از حرف بو علی و امثال بو علی است. بو علی و امثال او در واقع میخواهند اصلا نفی ماهیت از واجب تعالی بکنند، نه اینکه بگویند ماهیت دارد ولی مجهولة الکنه است، که فرقش با ماهیات دیگر در این است که در ماهیت واجب تعالی وجود از حاقّ ذاتش انتزاع میشود ولی سایر ماهیات نه، از حاقّ ذاتشان وجود انتزاع نمیشود بلکه به تبع ارتباط با یک علت، وجود از آنها انتزاع میشود. و حق با ملا صدرا و امثال اوست؛ راست میگویند؛ عبارات بوعلی هم حکایت میکند که مطلب همین طور است. و اینجا یگانه جایی است که بوعلی سخن را به نحوی گفته است که اصالت وجود کاملا از حرفش هویداست؛ و اینکه بعضی مثل ملاصدرا میگویند بوعلی اصالت وجودی بوده استنادشان به حرفی است که فقط در اینجا گفته است؛ ولی چون خود مسأله اصالت وجود مستقلا برایش مطرح نبوده است قهرا در همه جا این اصل را رعایت نکرده است.
بوعلی در اینجا گفته است همان طور که ما دو نوع واحد داریم، یکی واحد به معنای ذاتی که دارای وحدت است و دیگری واحد به معنای آن ذاتی که عین وحدت است، دو نوع هم موجود داریم، یکی موجودی که ذات دارای وجود است و