مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٣ - مثال دوم وحدت و کثرت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٤٣
حتی ما میتوانیم بگوییم که ماهیت هم شیء است. ماهیت، هم شیء است و هم شیء نیست. ماهیت دو اعتبار دارد: یک اعتباری که در آن وجود برایش اعتبار نمیشود؛ در این اعتبار شیئیت هم برایش اعتبار نمیشود، فقط مقام مفهوم ماهیت است. یک اعتبار دیگر آن است که وجود برایش اعتبار میشود. در این اعتبار شیئیت هم برایش اعتبار میشود [١].
مثال دوم : وحدت و کثرت
مثال دیگر برای معقولات ثانیه فلسفی که ما آن را ذکر میکنیم و حاجی ذکر نکرده است «وحدت» است. وحدت را شما نمیتوانید بگویید معقول ثانی منطقی است و اشیاء در ذهن وحدت دارند، در بیرون وحدت ندارند پس کثرت هم ندارند، چون کثرت هم مثل وحدت است، وحدت و کثرت هر دو یک جورند؛ اینچنین نیست. قطع نظر از ذهن ما این شیء یا واحد است یا کثیر. قطع نظر از ذهن ما این نه کلی است و نه جزئی، اما قطع نظر از ذهن ما نمیتواند این نه واحد باشد نه کثیر. این قطع نظر از ذهن ما واقعا یا واحد است یا کثیر. هر واحدی قطع نظر از ذهن ما در متن ذات خودش واحد است. پس وحدت یک معقول ثانی منطقی نیست.
ولی حال که معقول ثانی منطقی نیست، از نوع بیاض و قیام و این گونه اعراض هم نیست؛ یعنی اگر الف واحد است این طور نیست که الف مقامی دارد و وحدت الف هم مقام دیگری دارد، این وحدت در ظرف خارج بر الف اضافه شده است؛ چون اگر این وحدت بر الف اضافه شده باشد الف ذاتش چگونه است؟ واحد است یا کثیر؟ نمیتواند در مقام ذاتش بیحکم باشد که نه واحد باشد نه کثیر، بالاخره یا واحد است یا کثیر. هر کدام باشد به واحد برمیگردد. کثیر هم که باشد باز به واحد برمیگردد.
پس اینها مفاهیم عامه هستند. مفاهیم عامه را با این مقیاسها نمیشود حساب کرد؛ مفاهیم عامه از حاقّ ذات اشیاء انتزاع میشوند. نمیشود برای اشیاء یک مرتبه ذاتی در نظر گرفت و یک مرتبه واقعیتی در نظر گرفت که در آن مرتبه واقعیت اینها نباشند، بلکه همان مرتبه واقعیت ذاتش مرتبهای است که این صفات از آن انتزاع میشود.
[١] بحث درباره ماهیت و این گونه اعتبارها در آینده خواهد آمد.