مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩ - ذوق تألّه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢١٩
مشتقات همه باید ذات و صفت باشند ولی اینها دو ذاتند در مقابل یکدیگر؛ این یک ذات است و آن یک ذات دیگر، و به اعتبار اضافهای که میان این دو ذات هست ما یک ذات را مانند یک صفت برای دیگری در نظر میگیریم و از آن مشتق میسازیم، میگوییم «لابن» و «تامر». اینها گفتهاند کلمه «موجود» هم همینطور است؛ وقتی ما میگوییم «آسمان موجود است» یعنی بین این ذات و ذات خدا یک نسبتی برقرار است: وجود یعنی خدا؛ آسمان هم یک ذاتی و یک ماهیتی است. اینکه میگوییم «آسمان موجود است» یعنی میان این ذات و آن ذات فقط یک نسبتی برقرار است، نه اینکه آسمان واقعا موجود است، همچنانکه لابن (شیری) معنایش این نیست که او متصف به شیر است.
این حرف را امثال حاجی هم قبول ندارند یعنی میگویند این حرف بلکه از نظر عرفان هم بدترین حرفهاست چون به قول اینها خود نوعی شرک است زیرا اگر این حرف را بگوییم قائل شدهایم به اصالت وجود در خدا و به اصالت ماهیت در اشیاء، زیرا معنای این حرف این است که اینها ذاتی هستند، او هم ذاتی است و بین این ذوات نسبت برقرار است [١].
حالا حاجی آمده است آن حرف متکلمین را به این حرف عرفا مرتبط نموده است و میگوید:
کأنّ من ذوق التّألّه اقتنص | من قال ما کان له سوی الحصص | |