مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٦ - حل مشکل شناخت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤١٦
در خارج احکامی دارد. همین شیء و همین ماهیت که در خارج وجود دارد در ظرف ذهن موجود به وجود دیگری میشود [١] که آن وجود دیگر به حسب مرتبه وجودی خودش وضع دیگری دارد. این شیء به حسب وجود خارجی احکامی دارد، همین شیء (نه یک شیء دیگر) به حسب وجود ذهنی نیز احکامی دارد؛ یعنی آن احکام ذهنی احکام همین شیء است در ظرف ذهن. آن وقت کانال ارتباطی ذهن با خارج هم از همین طریق است: ذهن وقتی که اینها را میبیند با خارج ارتباط پیدا میکند؛ یعنی همان ماهیات کانال ارتباط با خارج هستند.
مثلا شما «کلیت» را در نظر بگیرید که در عین اینکه یک امر ذهنی است چگونه با خارج ارتباط پیدا میکند. کلیت نمیتواند از ذهن بیرون بیاید ولی با اینکه در ظرف ذهن است و از ذهن بیرون نمیآید بیان کننده حال شیء است در خارج. مثلا شما میگویید هر آتشی سوزنده است. آنچه که در خارج است این فرد آتش است، آن فرد آتش است. ابتدا هم که احساس میکنید، این آتشهای فردی صورتی در ذهن شما پیدا میکنند. بعد همینها یک وجود عالیتر پیدا میکنند به نام «آتش»، مفهوم کلی آتش. مفهوم کلی آتش یک مفهومی است که بر این آتش، بر آن آتش و بر آن آتش دیگر، بر همه اینها قابل صدق است. کلیتش عبارت است از آن حالت عمومیت همین معنا که در خارج وجود دارد. عمومیتش در ذهن است ولی عمومیت همان معنایی است که آن معنا در خارج وجود دارد و لهذا میگوییم: «هر آتشی سوزنده است». این وضع ذهنیاش این است: «هر آتش»، ولی ما در خارج «هر آتش» نداریم؛ در خارج شیء خاصی را نشان میدهیم و میگوییم این یک آتش است. در خارج «هر آتش» نداریم، در خارج این آتش و آن آتش داریم. ولی ذهن با تعبیر «هر آتش» یعنی با حالت کلیت بیان کننده این و آن است. با اینکه آن چیزی که الآن در ظرف خارج به نحو کثرت هست در ذهن من نیست، چون حالا که میگویم «هر آتش» هیچ آتشی را به نحو جزئی در ذهن خودم نیاوردهام و آن چیزی که در خارج است «هر آتش» نیست و اصلا «هر» نمیتواند در خارج وجود
[١] همین جاست که ارزش مسأله وجود ذهنی در باب معرفت به دست میآید. اگر ما وجود ذهنی را انکار کنیم دیگر هیچ چیزی در دنیا نداریم؛ یعنی اگر وجود ذهنی را قائل نشویم معقولات ثانیه ما هم بیارزش خواهد بود.