مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٠ - قضیه خارجیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٤٠
ولی درباره قضایای ذهنیه که این تعریف نمیتواند صادق باشد که بگوییم حقیقت بودن یک قضیه ذهنیه عبارت است از منطبق بودن آن با واقع و نفس الامر، چون فرض این است که قضیه ذهنی است، دیگر اصلا واقع و نفس الامری ندارد. از این طرف هم اگر در قضایای ذهنیه نگوییم که حقیقت عبارت است از مطابق بودن قضیه با واقع، و مثلا بگوییم حقیقت عبارت است از مطابق بودن قضیه با خودش، در این صورت فرقی بین قضیه صادق و کاذب باقی نمیماند. کاذب هم خودش با خودش مطابق است. کاذب که کاذب است با چیز دیگری که محکی عنه اوست مطابقت ندارد. این اشکالی بوده است که برای قدما مطرح شده است.
تفصیل اشکال در مورد قضایای سه گانه
تعریف قضیه خارجیه، حقیقیه و ذهنیه را قبلا عرض کردهایم؛ حالا اشاره میکنیم. میگویند در هر قضیه موجبهای موضوع قضیه باید وجود داشته باشد؛ امکان ندارد برای موضوعی که در هیچ ظرفی وجود ندارد محمول آورده شود. بدون آنکه موضوع وجود داشته باشد امکان ندارد که محمول برایش ثابت باشد (ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت المثبت له)، حال موضوع آن قضیه موجبه یا در خارج وجود دارد و یا در ذهن. اگر در ذهن وجود داشته باشد میشود قضیه ذهنیه و اگر در خارج وجود داشته باشد باز به دو نحو است [١] (به تعبیری که قدمای خودمان گفتهاند عرض میکنیم): یا حکم میرود روی افراد موجود محقّقة الوجود، میشود قضیه خارجیه؛ یا حکم میرود روی یک طبیعت که هر جا این طبیعت محقق بشود این حکم برای او هست، میشود قضیه حقیقیه.
قضیه خارجیه
در قضیه خارجیه حکم میرود روی افراد موجود محققة الوجود؛ یعنی یک سلسله افراد موجود مشخصی را در نظر گرفتهایم و حکم را روی یک کلی میبریم به اعتبار افرادی از آن کلی که آن افراد تحقق دارند، که در واقع ما حکم را روی افراد میبریم و نقش کلی فقط این است که میتواند همه را در یک لفظ و در یک مفهوم جمع کند و
[١]. بحث ما در قضایای کلی است؛ قضایای شخصی مسألهای ندارد.