مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - طرح بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٨
است کهآنها بخواهند اینچنین قائل باشند و اینها آنچنان.
طرح بحث
اکنون باید ببینیم که این مسأله اساسا چه هست؟ یعنی ماهیت این مسأله چیست؟ فرق اصالت وجود و اصالت ماهیت در چیست؟ طرح مسأله چگونه است؟
البته میدانید که این اصالت وجود با اصالت وجود اروپایی از زمین تا آسمان فرق میکند. اصالت وجود اروپایی در مورد انسان است بخصوص، و این در مورد همه اشیاء است و البته شامل انسان هم میشود و آن نتیجهای که از اصالت وجود اروپایی درباره انسان میگیرند از این اصالت وجود هم گرفته میشود ولی این اصالت وجود شاملتر است و محدود به انسان نیست.
بحث از اینجا شروع میشود که میگویند هر ممکن الوجودی [١] یعنی هر شیء غیر از ذات حق را عقل تحلیل میکند به دو چیز: چیستی و هستی (که این چیستی اعّم از آن است که ما چیستی او را بشناسیم یا نشناسیم، بستگی ندارد به اینکه ما حتما چیستی او را به دست بیاوریم). اشیاء متعدد و انواع متعددی که در عالم هستند و مثلا میگوییم: انسان هست، اسب هست، سنگ هست، خاک هست، ... هر کدام از اینها یک چیستی دارند؛ یعنی اگر بپرسیم انسان چیست، جوابی که در مقابل آن هست غیر از جواب این است که خاک چیست؛ این یک ذات دارد، آن ذات دیگری دارد. حالا اینها همه جوهر هستند. شما بیایید مثلا کمیت را با کیفیت مقایسه کنید. کمیت یک ذات دارد و یک تعریف دارد؛ کیفیت ذات دیگری دارد و تعریف دیگری دارد. تازه انواع کیفیات هر کدام یک ذات و تعریف دارند غیر از ذات و تعریفی که انواع دیگر از کیفیات دارند. هر نوعی از انواع جواهر عالم یک ذات و تعریفی دارند غیر از ذات
[١].- عموما در این تاریخ فلسفههایی که مینویسند- مثل همین کتاب تاریخ فلسفه اسلامی- مسأله را به همین شکل بیان میکنند.
استاد: اشتباه است. اگر راست میگویند مدرک بیاورند. اگر مدرکشان مثل حاجی سبزواری است هیچ اعتبار ندارد.
- یعنی اینها در واقع تفسیر و تحلیلی است که ما از حرفهای آنها میکنیم؛ نه ممکن است افلاطون و ارسطو را قائل به اصالت ماهیت بدانیم و نه قائل به اصالت وجود؛ این تفسیر ماست.
استاد: بله، ولی تفسیرهایی است که به زور تفسیر است. خود ملا صدرا که پایه گذار اصالت وجود است، مثل همه مسائل دیگر که همیشه دست و پا میکند که در میان قدما نیز طرفدارانی برای نظریه خود پیدا کند، در میان حرفهای بو علی هر جا اشارهای به این مطلب دیده استفاده کرده است، از حرفهای بهمنیار پیدا کرده است، از کلمات خواجه نصیر پیدا کرده است. البته در میان حرفهای اینها حرفهایی که بوی اصالت وجود میدهد هست اما این غیر از این است که این مسأله برایشان مطرح بوده است و آنگاه این نظریه را انتخاب کردهاند. دلیلش هم این است که خلافش را در جای دیگر گفتهاند.
ملا صدرا دیگر آن جایی را که بو علی بر خلاف اصالت وجود سخن گفته است مطرح نمیکند. چون به قول خودش مردم وحشت میکنند از اینکه یک شخصی یک حرفی را ابتکار کند و بگوید قدما اصلا این حرف را نگفتهاند، لذا برای اینکه دیگران وحشت نکنند و بگوید من تنها نیستم دیگران هم هستند، کوشش میکند از حرفهای دیگران هم شاهد و مؤید بیاورد. ولی این غیر از این است که ما واقعا بخواهیم تحقیق کنیم، ببینیم بو علی چنین حرفی دارد یا ندارد. من خودم میتوانم موارد بسیاری از حرفهای بو علی را پیدا کنم که بر مبنای اصالت ماهیت باشد.
- ولی غزالی در تهافت گویا بر خلاف اصالت وجود یک حرفهایی دارد، یعنی حرفهایی که مؤید اصالت ماهیت است.
استاد: اصلا مسأله برای آنها به این شکل که حتما یکی از ایندو را باید پذیرفت و دیگری را رد کرد مطرح نبوده است، ولی اینکه حرفهایشان گاهی طوری است که بر این مبنا منطبق میشود و گاهی بر آن مبنا، خیلی هست. یک وقت بو علی یک حرفی میزند که کاملا با مبنای اصالت ماهیت جور در میآید، یک وقت حرف دیگری میزند که با مبنای اصالت وجود جور در میآید.
[١]. واجب الوجود را استثنا میکنند به دلیل اینکه در دو سه بحث بعد خواهند گفت که در مورد واجب الوجود چنین چیزی نیست.