مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٧٠
بازگشت به اصل بحث
حال این برهانی که اینها میگویند: «و لانتزاع الشّیء ذی العموم» به این صورت است که چون ما تصوری از کلی داریم و هر تصوری از هر شیء در واقع اشارهای است به آن شیء و اصلا خود ادراک نوعی اشاره است ولی اشاره عقلی، پس وقتی که ما یک چیزی را تصور میکنیم ذهنمان دارد به آن حقیقت اشاره میکند، پس این باید در یک موطنی وجود داشته باشد و الّا معدوم مطلق که قابل اشاره نیست. در خارج که ما شیء با صفت کلیت نداریم، پس این در موطن دیگری هست و آن موطن دیگر هم غیر از ذهن نیست [١]. ببینید آنهایی که مسأله کلی افلاطونی را با این
بحث اشتباه کردهاند (مثل اروپاییها) چقدر از مطلب دور افتادهاند. آنها اینجور میگویند که در ذهن نیست، در طبیعت هم نیست و این اشاره به همان وجود مجرد عقلانی است. ولی نه، این حرف صحیح نیست. حتی امثال شیخ اشراق هم چنین حرفی را نمیزنند. امثال شیخ اشراق هم که قائل به وجود رب النوع افلاطونی هستند در باب
که لا بشرط از ذهنیت و خارجیت است؛ یعنی هم ذهنی است هم خارجی، نه ذهنی است و نه خارجی.
[١].- وقتی میفرمایید «تصور» منظورتان «مفهوم» است؟استاد: بله. «مفهوم» است دیگر.
- چون در مکتب اصالت حس هر وقت میگویند «تصور» منظورشان همان صورت حسی جزئی است.
استاد: البته اینها مربوط به اصطلاح است. در اصطلاح ما تصور اعم است از جزئی و کلی و لهذا میگویند تصور جزئی، تصور کلی. چون تصور یعنی صورت پذیرفتن، حالا چه صورت جزئی باشد و چه صورت کلی. ولی در اصطلاحات جدید که البته اینها ترجمه است و من نمیدانم که اینها در اصل چه کلماتی بوده است، آمدهاند بین کلمه «تصور» و «مفهوم» فرق گذاشتهاند.
- اصل کلمهاش «ایده» (( است. یعنی در ترجمه «ایده» (( گاهی وقتها «تصور» هم میگویند که این خلط میشود میان آن چیزی که آنها میخواهند بگویند و «تصور» به این معنا که شما میگویید.
استاد: حالا به هر حال، ما مقصود خودمان را میگوییم، شما ببینید از نظر تطبیق با حرف آنها چگونه میشود.